X
تبلیغات
بروز ترين سايت آهنگ و ...

بروز ترين سايت آهنگ و ...

دانلود آهنگ.فارسی غمگین.پاپ

تورا از خاطره ها پس خواهم گرفت



تورا از خاطره ها پس خواهم گرفت

تورا از کنج خاک گرفته ي قاب ِ شکسته

از لحظه هاي شادي و آرامش

به اين روزهاي بي چراغ و ستاره

دعوت خواهم کرد

من تورا به آسمان تارم

خواهم آورد و چشمانت را

فانوس خلوت تاريکم خواهم کرد

من تورا از سهم روزهاي بي تو بودنم

برخواهم داشت

و قسمت تمام عمرم خواهم کرد

فرشته ي مهرباني ها

يقين بدان

من تورا حتي از بهشت

پس خواهم گرفت .
+ نوشته شده در  دوشنبه سی ام خرداد 1390ساعت 4:15 بعد از ظهر  توسط صابر قنبری  | 

شعرهای غمگین

نفس می کشم نبودنت را

نیستی

هوای بوی تنت را کرده ام

می دانی

پیرهن جدایی ات بدجور به قامتم گشاد است

تو نیستی

آسمان بی معنیست

حتی آسمان پر ستاره

و باران

مثل قطره های عذاب روی سرم می ریزد

تو نیستی

و من چتر می خواهم …

هر چیزی که حس عاشقانه و شاعرانه می دهد در چشمانم لباس سیاه پوشیده…

خودم را به هزار راه میزنم

به هزار کوچه

به هزار در

نکند یاد آغوشت بیفتم …


smstak.com عکس 
عاشقانه

حسادت نکن! … این که بعد از تو بغل گرفته ام …

زانوی غـَم اســت...!

+ نوشته شده در  دوشنبه سی ام خرداد 1390ساعت 3:34 بعد از ظهر  توسط صابر قنبری  | 

بیا...(این پست از وبلاگ آناهیتا به اشتراک گذاشته شده)

یک شب به خواب من بیا

خوابی که می جوید تو را

دستی که می خواهد تو را

اشکی که می بوید تو را

امشب به یاد گریه ها

امشب به پاس خنده ها

امشب به خواب من بیا

خوابی که می بارد تورا 

 

+ نوشته شده در  دوشنبه سی ام خرداد 1390ساعت 3:31 بعد از ظهر  توسط صابر قنبری  | 

جدیدترین و پیشرفته ترین دزدگیر جهان:

رونمایی از پیشرفته ترین دزدگیر جهان در ایرانبهترین دزدگیر

+ نوشته شده در  دوشنبه سی ام خرداد 1390ساعت 3:19 بعد از ظهر  توسط صابر قنبری  | 

گاه یک لبخند

گاه یک لبخند آنقدر عمیق میشود که گریه می کنیم.

گاه یک نغمه آنقدر دست نیافتنی میشود که با آن زندگی می کنیم.

گاه یک نگاه آنچنان سنگین میشود که چشمانمان رهایش نمی کند.

گاه یک عشق آنقدر ماندگار می شود که فراموشش نمی کنیم.

  

+ نوشته شده در  دوشنبه سی ام خرداد 1390ساعت 3:1 بعد از ظهر  توسط صابر قنبری  | 

آهنگ بسیار زیبای حامد قنبرنیا.به نام دار عشق

+ نوشته شده در  دوشنبه سی ام خرداد 1390ساعت 2:32 بعد از ظهر  توسط صابر قنبری  | 

شاید دیگه دیره

شاید برای نوشتن این مطلب دیگه خیلی دیر شده باشه.اما دوست دارم بنویسمش.شاید اگه قسم نمی خوردم که دیگه کاری باهات نداشته باشم.اینارو به خودت هم می گفتم.

 

مهربانم  

 تو بگو بعد از تو از کدام دریچه ، آسمان را به تماشا بنشینم

                         وبا کدام واژه عشق را معنا کنم!!!

                                                                       بازگرد...!

                          که با تو زندگی رنگ وبویی دیگر دارد!

    باور کن من هنوز به قداست چشمان تو ایمان دارم......

+ نوشته شده در  دوشنبه سی ام خرداد 1390ساعت 1:14 بعد از ظهر  توسط صابر قنبری  | 

چه کنم ...


من چه کنم خیال تو منو رها نمی کنه

اما دلت به وعده هاش یه کم وفا نمی کنه

من ندیدم کسی رو که مثل تو موندگار باشه

آدم خودش رو که تو دل اینجوری جا نمی کنه 

شبی به دست من از شوق سیب دادی تو

نگو که چشم و دلم را فریب دادی تو

تو آشنای دل خسته ام نبودی  حیف

و درد را به دل این غریب دادی تو


عکس عاشقانه


+ نوشته شده در  دوشنبه سی ام خرداد 1390ساعت 9:33 قبل از ظهر  توسط صابر قنبری  | 

خدایا ...

خدايا فقط تو را مي خواهم.....باور کرده ام که فقط تويي سنگ صبور حرف

هايم

مي ترسم از اينکه بگم دوسش دارم...اون نمي دونه که با دل من چه

کرده...نمي دونه که دلي رو اسير خودش کرده

هنوز در باورم نيست که دل به اون دادم و اون شده همه هستي ام

روز هاي اول آشنايي را بياد مياورم آمدنش زيبا بود ...آنقدر زيبا حرف مي زد

که به راحتي دل به او باختم و او شد اولين عشقم در زندگي

بارالها گويي تو تمام زيبايي هاي عالم را در چهره و کلام او نهاده بودي

واين گونه مرا اسير او کردي و دل کندن از او شد برايم محال و داشتنش

بزرگترين ارزويم در زندگي

حالا که عاشقش شدم تو بگو چه کنم که تنهايم نگذارد....خدايا امشب به

تو مي گويم چون تو تنها مونس تنهايي هايم هستي..

چگونه بگويم بدون او مي ميرم....او رفته و در باورم نيست نبودنش...

خود خوب مي دانم او مرا کودکي فرض کرد که نمي داند عشق چيست و

براي عاشقي حرمتي قائل نمي باشد

مرا به بازي گرفت يا شايد....نمي دانم.....دگر هيچ نمي داني.. اعتراف مي

کنم نفسم به بودن او وابسته است

بعد رفتن او دگر اين نفس را هم نمي خواهم....حال تو بگو چه کنم ؟

بار خدايا دوست دارم مرا بفهمد حتي براي يه لحظه

 

 تصاوير زيباسازی وبلاگ،قالب وبلاگ،خدمات وبلاگ نويسان،آپلودعكس، كد 
موسيقی، روزگذر دات كام http://roozgozar.com

 تصاوير زيباسازی وبلاگ،قالب وبلاگ،خدمات وبلاگ 
نويسان،آپلودعكس، كد موسيقی، روزگذر دات كام http://roozgozar.com  

+ نوشته شده در  دوشنبه سی ام خرداد 1390ساعت 9:30 قبل از ظهر  توسط صابر قنبری  | 

خستم ...

Love Card Postal, Love Postal Card, Pic Love,
 دنیای عكس, عشق قهوه ای, عشق های واقعی, عكس جدید, عكس عاشقانه, عكس های 
عاشقانه, عكس های عاشقانه جدید, عکس Love, عکس جالب, ع�

بی تو شعر خستم بيتاب شـــــــــد

عشق در پستوی خانه قاب شـــــد

 بی تو ای تنها اميد زندگــــــــــــــــی
 

قلب من خاموش چون مرداب شـــد

 بس که بی تاب توم ای بی وفــــــــا

 چشميه ی چشمان من بی آب شد

 اه !ای تعبير خوب بودنـــــــــــــــــــم!

نام تو در خلوتم مهتاب شــــــــــــــد

دقيقه های بدون تو نفرت انگيزند و درد بر درو ديواره خانه ميريزند شکوفه های درختان خانه هم انگار بدونه تو همه در انتظاره پاييزند دو چشم منتظر من چرا نميفهمند که بايد از تو و چشمان تو بپرهيزند؟چقدر نبزه دلم کند ميزند انگار تمام سايه ها از سکوت لبريزند و لحظه ای که تو بايد ميامدی هم رفت نشد اهالی اینجا ز شوق  تو برخيزند نشد منو تو برای هميشه ما بشويم نشد نگاه منو تو بهم دراميزند تمام روز بدون  هدف در این فکرم که لحظه های بدون  تو نفرت انگيزند

اي بي وفا رسم وفا از غم نياموزي چرا؟ . . . غم با همه بيگانگي هر شب به من سر مي زند

+ نوشته شده در  دوشنبه سی ام خرداد 1390ساعت 9:29 قبل از ظهر  توسط صابر قنبری  | 

یک نامه ی عاشقانه

1- محبت شدیدی که صادقانه به تو ابراز میکردم
2- دروغ و بی اساس بود و در حقیقت نفرت من نسبت به تو
3- روز به روز بیشتر می شود و هر چه بیشتر تو را می شناسم
4- به پستی و دورویی تو بیشتر پی میبرم و
5- این احساس در قلب من قوت میگیرد که بالاخره روزی باید
6- از هم جدا شویم و دیگر من به هیچ وجه مایل نیستم که
7- شریک زندگی تو باشم و اگرچه عمر دوستی ما همچون عمر گلهای بهار کوتاه بود اما
8- توانستم به طبیعت پست و فرومایه تو پی ببرم و
9- بسیاری از صفات ناشناخته تو بر من روشن شد و من مطمئنم
10- این خودخواهی ، حسادت و تنگ نظری تو را هیچ کس نمیتواند تحمل کند و با این وضع
11- اگر ازدواج ما سر بگیرد ، تمام عمر را
12- به پشیمانی و ندامت خواهیم گذراند . بنابراین با جدایی ازهم
13- خوشبخت خواهیم بود و این را هم بدان که
14- از زدن این حرفها اصلا عذاب وجدان ندارم و باز هم مطمئن باش
15- این مطالب را از روی عمق احساسم مینویسم و چقدر برایم ناراحت کننده است اگر
16- باز بخواهی در صدد دوستی با من برآیی . بنابراین از تو میخواهم که
17- جواب مرا ندهی . چون حرفهای تو تمامش
18- دروغ و تظاهر است و به هیچ وجه نمیتوان گفت که دارای کمترین
19- عواطف ، احساسات و حرارت است و به همین سبب تصمیم گرفتم برای همیشه
20- تو و یادگار تلخ عشقت را فراموش کنم و نمتوانم قانع شوم که
21- تو را دوست داشته باشم و شریک زندگی تو باشم .

و در آخر اگر میخواهی میزان علاقه مرا به خودت بفهمی از مطالب بالا فقط شماره های فرد را بخوان!!!

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و نهم خرداد 1390ساعت 9:35 بعد از ظهر  توسط صابر قنبری  | 

گفتند «دوست» چند بخشه ؟

گفت : کارش از روستا و بخش و شهر و کشور گذشته

«یه  دنیاست»

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و نهم خرداد 1390ساعت 9:23 بعد از ظهر  توسط صابر قنبری  | 

دليل عشق؟؟؟؟!!!!

عشق را شما چگونه تفسیر می کنید؟

یك بار دختری حین صحبت با پسری كه عاشقش بود، ازش پرسید

چرا دوستم داری؟ واسه چی عاشقمی؟ 

دلیلشو نمیدونم ...اما واقعا"‌دوست دارم

تو هیچ دلیلی رو نمی تونی عنوان كنی... پس چطور دوستم داری؟

? چطور میتونی بگی عاشقمی؟ 

من جدا"دلیلشو نمیدونم، اما میتونم بهت ثابت كنم

ثابت كنی؟ نه! من میخوام دلیلتو بگی

 باشه.. باشه!!! میگم... چون تو خوشگلی،

صدات گرم و خواستنیه

, همیشه بهم اهمیت میدی،

دوست داشتنی هستی

 با ملاحظه هستی،

بخاطر لبخندت،

دختر از جوابهای اون خیلی راضی و قانع شد

متاسفانه، چند روز بعد، اون دختر تصادف وحشتناكی كرد و به حالت كما رفت 

پسر نامه ای رو كنارش گذاشت با این مضمون

عزیزم، گفتم بخاطر صدای گرمت عاشقتم اما حالا كه نمیتونی حرف بزنی، میتونی؟

نه ! پس دیگه نمیتونم عاشقت بمونم

گفتم بخاطر اهمیت دادن ها و مراقبت كردن هات دوست دارم اما حالا كه نمیتونی برام اونجوری باشی، پس منم نمیتونم دوست داشته باشم

گفتم واسه لبخندات، برای حركاتت عاشقتم

اما حالا نه میتونی بخندی نه حركت كنی پس منم نمیتونم عاشقت باشم

اگه عشق همیشه یه دلیل میخواد مثل همین الان، پس دیگه برای من دلیلی واسه عاشق تو بودن وجود نداره

 عشق دلیل میخواد؟

!! نه!معلومه كه نه!!

 پس من هنوز هم عاشقتم

عشق واقعی هیچوقت نمی میره

این هوس است كه كمتر و كمتر میشه و از بین میره

""عشق خام و ناقص میگه:"من دوست دارم چون بهت نیاز دارم 

ولی عشق كامل و پخته میگه:"بهت نیاز دارم چون دوست دارم

سرنوشت تعیین میكنه كه چه شخصی تو زندگیت وارد بشه، اما قلب حكم می كنه كه چه شخصی در قلبت بمونه.....

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و نهم خرداد 1390ساعت 9:20 بعد از ظهر  توسط صابر قنبری  | 

خوشبختي چيه؟؟؟؟

كودكی از خدا پرسید خوشبختی را کجا میتوان یافت

خدا گفت ان را در خواسته هایت جستجو کن

و از من بخواه تا به تو بدهم با خود فکر کرد و فکر کرد

گفت اگر خانه ای بزرگ داشتم بی گمان خوشبخت بودم

خداوند به او داد

گفت اگر پول فراوان داشتم یقینا خوشبخت ترین مردم بودم

خداوند به او داد

اگر ..... اگر ....... و اگر........

اینک همه چیز داشت اما هنوز خوشبخت نبود

از خدا پرسید حالا همه چیز دارم اما باز هم خوشبختی را نیافتم

خداوند گفت باز هم بخواه

گفت چه بخواهم هر انچه را که هست دارم

گفت بخواه که دوست بداری

بخواه که دیگران را کمک کنی

بخواه که هر چه را داری با مردم قسمت کنی

و او دوست داشت و کمک کرد

و در کمال تعجب دید لبخندی را که بر لبها می نشیند

و نگاه های سرشار از سپاس به او لذت می بخشد

رو به آسمان کرد و گفت خدایا خوشبختی اینجاست

در نگاه و لبخند دیگران

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و نهم خرداد 1390ساعت 9:19 بعد از ظهر  توسط صابر قنبری  | 

عکسهای عاشقانه



+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و نهم خرداد 1390ساعت 9:11 بعد از ظهر  توسط صابر قنبری  | 

.:تو...:.

تو اگه پاییز زردی واسه من بهار سبزی...

تو اگه هوای سردی واسه من همیشه گرمی...

تو اگه ابر سیاهی واسه من ابر بهاری...

تو اگه دشت گناهی واسه من یه بی گناهی...

تو اگه غرق نیازی واسه من یه بی نیازی...

تو اگه رفیق راهی واسه من یه تکیه گاهی...

تو اگه دلت از سنگه واسه من خیلی قشنگه ...

تو اگه باده پرستی ،

تو اگر دیوانه هستی اگه مستی اگه پستی

هر چه هستی من تو را

با آنچه هستی

دوست دارم

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و نهم خرداد 1390ساعت 6:50 بعد از ظهر  توسط صابر قنبری  | 

.:عشق یعنی....:.

عشــق يعني محنت و سوز و گداز

عشــق يعني سوز بي ماواي ساز

عشــق يعني نغمه اي از روي ناز

عشــق يعني كوي ايمان و اميد

عشــق يعني يك بغل ياس سپيد

عشــق يعني يك ترنم از يه سار

عشــق يعني سبزي باغ و بهار

عشــق يعني لحظه ديدار يار

عشــق يعني انتهاي انتظار

عشــق يعني وعده بوس و كنار

عشــق يعني يك تبسم بر لب زيباي يار

عشــق يعني يك ترنم از حنين ناي يار

عشــق يعني حس نرم اطلسي

عشــق يعني با خدا در بي كسي

عشــق يعني همكلام بيصدا

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و نهم خرداد 1390ساعت 6:49 بعد از ظهر  توسط صابر قنبری  | 

31 راز عشق

راز اول عشق

راز عشق در تواضع است. این صفت نشانه ی تظاهر نیست.

راز دوم عشق

راز عشق در احترام متقابل است.  احترام باعث می‌شود که او بتواند خودش باشد.

 راز سوم عشق

راز عشق در این است که به یکدیگر سخت نگیرید. عشقی که آزادانه هدیه نشود، اسارت است.

بقیه در ادامه مطلب


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و نهم خرداد 1390ساعت 6:14 بعد از ظهر  توسط صابر قنبری  | 

دانلود اهنگ سروش اكتيو.از خدا ممنونم

عكس به زودي آپلود ميشه

آپلود سنترم به كمك بعضي ها داغون شد

دانلود

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و نهم خرداد 1390ساعت 3:31 بعد از ظهر  توسط صابر قنبری  | 

20 راه برای تشخیص عشق واقعی

آیا شما واقعا" عاشقید ؟! - 20 راه برای تشخیص عشق واقعی

گرایش بین زن و مرد در نوع خود میتواند مفید یا مضر باشد . البته بیشتر ما حداقل یک بار در زندگی تمایل قوی را نسبت به فرد مخالف حس کرده ایم ، خوب! ، این حس در مورد روابط معمولی شاید بتواند موثر باشد ولی در مورد مسئله ی ازدواج اگر بخواهیم تنها با اکتفا به این تمایلات و بدون توجه به معیارهای دیگر روان شناسی ،تصمیمی بگیریم ، ویران کننده است ، چرا که نتیجه ای جز رنج ، ترس از آینده ، تحلیل انرژی و در آخر ، در فاصله زمانی کم دچار افسردگی و سرخوردگی می شویم ! ، در تنهایی و با صداقت کامل با خود به نکات زیر توجه کنید . مطمئنا" در آخر می توانید به این سوال پاسخ دهید که آیا شما واقعا" عاشق هستید یا ... ؟!:

یک تمایل و گرایش مفید چیست ؟ چطور می توانید بفهمید که شخص مورد علاقه شما همان کسی است که می خواهید ؟!

1- با او بسیار راحت هستید ، گویی که سالهاست او را می شناسید . 

2- در بسیاری از موارد با یکدیگر هم عقیده هستید مثل باورهای فردی ، ارزشها، اهداف و فلسفه ی زندگی .

3- وجود حس تساوی با هم ، به طوری که هیچ کدام از شما دو نفر ، خود را برتر از دیگری نمی داند. 

4- از امور روزمره یکدیگر آگاه هستید و در این روابط برای هم حس سرزندگی و شادابی روحی را به ارمغان می آورید. 

5- با یکدیگر راحت هستید و احساس غریبی نمی کنید ، روز به روز شادی و صمیمیت بین شما بیشتر می شود.

6- روح و روان یکدیگر را با توجهات متقابل ، تحسین ، تایید و تمجیدها زنده می کنید و به این صورت است که زندگی رمانتیکی را تجربه خواهید کرد. 

7- از اینکه اوقات بیشتری را در کنار هم باشید لذت می برید و از هم خسته نمی شوید !

8- همیشه نسبت به او گرایش دارید و این حس با هم بودن بیشتر و بیشتر می شود.

9- در همه حال برای پیشرفت یکدیگر تلاش می کنید ولی نه در آن حد که هر یک از شما احیانا" استقلال شخصی خود را از دست داده باشید!  

10- در حفظ صمیمیت بیشتر رابطه و حل مشکلات زندگیتان در مقایسه با زوج هایی که بدون این حس و تنها بطور رسمی با هم ازدواج کرده اند ، موفق تر هستید.

11- با هم گرم ، قابل انعطاف ،صمیمی ، رئوف و دلسوز یکدیگر هستید و و هر دو بر آنید تا این این عواطف هر روز افزون شود.

12- براحتی از اشتباهات هم چشم پوشی می کنید و دوباره روابط شما به همان نزدیکی قبل باقی است . 

13- احساس می کنید که متعلق به هم هستید ( البته این حالت نباید با احساس تحت کنترل بودن یا مالکیت همراه باشد) و دیگران شما را زوجی خوشبخت و جدانشدنی می دانند.

14- با گذشت ، فداکاری و بزرگ نکردن اشتباهات یکدیگر ، در کنار هم احساس امنیت می کنید و هیچ ترسی بابت از دست دادن هم ندارید . 

15 – عواطف و امیال جنسی شما نسبت به هم بسیار قوی و غیر قابل اجتناب است.

16- نا خود آگاه احساسات و عواطف جنسی خود را نسبت به هم نشان می دهید و نه از روی عادت ، در این حالت است که امنیت روحی ایجاد می شود و خیال هر دو طرف بابت عدم وجود انحرافات اخلاقی در یکدیگر راحت است .

17- همیشه در دسترس هم هستید و می توانید روی وجود هم حساب کنید.

18- بین شما انرژی های مثبت زیادی است که حس اشتیاق به زندگی را افزون می کند . 

19- با گذشت زمان روابط شما مستحکم تر شده است . 

20- روابط شما طوری بر یکدیگر تاثیر داشته که اگر با خودتان رو راست باشید می بینید که شما شخصی بهتر و متفاوت نسبت به گذشته هستید. 

امیدورایم پس از تمرکز روی مطالب فوق ، رابطه ای که در ذهن داشتید همانی باشد که خواستید ، در غیر این صورت بهتراست تجدید نظر کنید ، بدون شک قطع رابطه ی غلط با وجود وابستگی ، بسیار دردآور است ولی این درد بیشتر از رنجی نیست که با ادامه این رابطه مجبور می شوید تا آخر عمر تحمل کنید .

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و نهم خرداد 1390ساعت 1:9 بعد از ظهر  توسط صابر قنبری  | 

امان از این زن ها


در خیابان چهره آرایش مکن--------- از جوانان سلب آسایش مکن 

  زلف خود از روسری بیرون مریز----- در مسیر چشمها افسون مریز

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و نهم خرداد 1390ساعت 1:5 بعد از ظهر  توسط صابر قنبری  | 

دلیل عاشقی

 یک گل رز...یک عروسک....یک ساعت...اینا یادگاریای توان کنار من....ساعت

 و بستم به

 مچم....عروسک و زدم به دیوار....گل رو گذاشتم کنار عکست....حالا هر

طرف که میرم تو

کنارمی...تو همراهمی...وقتی تنها میشم به تو فکر میکنم....میگم چقدر بی

 وفا بودی که

 تنهام گذاشتی...اما وقتی چشای پر اشکم به مچم میوفته...میبینم نه تنهام

 نذاشتی هنوز

کنارمی...هنوز باهام قدم به قدم میای...وقتی می رم کنار عکست تا باهات

 درد و دل کنم

میبینم یه گل زنده کنارته...و این نشون میده تو هنوز تو قلب من زنده

ای...وقتی برقا رو خا

موش میکنم تا به تو فکر کنم چشمم به عروسک روی دیوار میوفته...یاده تو

 میوفتم....یاد

 خاطرات شیرین و تلخمون...یاد اون روز که بهم پشت پا زدی و رفتی...اون

 روز که برای

 همیشه تنهام گذاشتی...و من تنها و دریغ از یک همراه در این دنیای نا مرد و

 نا مهربون زندگی

 میکنم تا شاید یه همراهی کنار خود ببینم....

وای فردا امتحانام تموم میشه خیلی خوشحالم ازاین به بعد بیشتر میتونم براتون اپ کنم

آرزو مرد

نبض دقایق دگر نمیزند

صبح گریه کرد خورشید جامعه سیاه بر تن دارد

ابرها ترسیده از باد دگر بارانی نمیشوند

باران هم مرررررررررررردددد

آرزوهایم مردند

ثانیه ها سکوت کردند

دقیقه ها کشته شدند

نفس ها خفته در گلو

هیچکدام قصد نفس بودن را ندارند

آسان شده مردن

چه بسیار گشته ماتم

رویا هایم بی رنگ شده

مانند آب درون کاسه

اما کاسه آب من شکسته

آب ها بر زمین ریخته

صدای بچه ی همسایه نمی آید

بچه گریه نمیکند

بچه بچه نیست

بچه ها بزرگ شده اند

دگر مرده ای نمی میرد

دگر شعرهای فروغ جذاب نیست 

دگر علی ماهی در تنگ بلوریینش ندارد

مردم هراس زده شده اند

((دگر عشق وجود ندارد))

مردم مبهوت از بی عشقی

از ویران شدن  دنیا

همه می دوند

به جایی که من میروم....

به جایی که من رسیده ام

یعنی 

بی تفاوتی
+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و نهم خرداد 1390ساعت 12:37 بعد از ظهر  توسط صابر قنبری  | 

کجاست ان که


کنارم هستی و اما دلم تنگ میشه هر لحظه
خودت می دونی عادت نیست فقط دوست داشتن محضه
کنارم هستی و بازم بهونه هامو میگیرم
میگم وای چقدر سرده میام دستاتو میگیرم
یه وقت تنها نری جایی که از تنهایی میمیرم
از این جا تا دم در هم بری دلشوره میگیرم
فقط تو فکر این عشقم تو فکر بودن با هم
محاله پیش من باشی برم سرگرم کاری شم
می دونم یه وقتایی دلت میگیره از کارم
روزاییکه حواسم نیست بگم خیلی دوستت دادم
تو هم مثل منی انگار از این دلتنگی ها داری
تو هم از بس منو می خوای یه جورایی خود ازاری
کنارم هستی و انگار همین نزدیکیاس دریا
مگه موهاتو وا کردی که موجش اومده اینجا
قشنگه رد پای عشق بیا بی چتر زیر برف
اگه حال منو داری می فهمی یعنی چی این حرف
میدونم که یه وقتایی دلت میگیره از کارم
روزایی که حواسم نیست بگم خیلی دوستت دارم
تو هم مثل منی انگار از این دلتنگی ها داری
تو هم از بس منو می خوای یه جورایی خود ازاری

صابر موزيك معشوق بي وفا 

باز در چهره خاموش خیال
خنده زد چشم گناه آموزت
باز من ماندم و در غربت دل
حسرت بوسه هستی سوزت
باز من ماندم و یك مشت هوس
باز من ماندم و یك مشت امید
یاد آن پرتو سوزنده عشق
كه ز چشمت به دل من تابید
باز در خلوت من دست خیال
صورت شاد ترا نقش نمود
بر لبانت هوس مستی ریخت
در نگاهت عطش طوفان بود
یاد آن شب كه ترا دیدم و گفت
دل من با دلت افسانه عشق
چشم من دید در آن چشم سیاه
نگهی تشنه و دیوانه عشق
یاد آن بوسه كه هنگام وداع
بر لبم شعله حسرت افروخت
یاد آن خنده بیرنگ و خموش
كه سراپای وجودم را سوخت
رفتی و در دل من ماند به جای
عشقی آلوده به نومیدی و درد
نگهی گمشده در پرده اشك
حسرتی یخ زده در خنده سرد
آه اگر باز بسویم آیی
دیگر از كف ندهم آسانت
ترسم این شعله سوزنده عشق
آخر آتش فكند بر جانت

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و نهم خرداد 1390ساعت 12:35 بعد از ظهر  توسط صابر قنبری  | 

عكسهاي رومانتیک ....

zpfdsiwewoprgvm6cwvs.jpg



e5drd6nflafx24xb7jfx.jpg
 



xqs23sdippsd4lbmit.jpg
 

0eors6bgo3i0oz695ry.jpg



mm0paf0ipqb9ove1ps8.jpg



wz87l0vz3x5uk21kog1.jpg



a36pltuimpj5zo1jyj36.jpg




369fl93q5dk3y579dfb4.jpg


umxd83esgvj1cojtggbz.jpg



zskdf3dohpotoyx3fs2.jpg

 

a8zcu81mcbycfd6v05xb.jpg





qrm7x1yf6gfpp0si0x7.jpg




071ccywy28g0p6enpoh.jpg

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و نهم خرداد 1390ساعت 12:13 بعد از ظهر  توسط صابر قنبری  | 

دوستان عزیزم رای بدهید لطفا:

دوستان راي بدين گوگل مي خواد بدونه خليج عربي بيشتر راي مياره يا خليج فارس.

اينم لينكش.


http://www.persianorarabiangulf.com/index.php


+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و نهم خرداد 1390ساعت 12:4 بعد از ظهر  توسط صابر قنبری  | 

مانده ام تنهاي تنها

سالها میگذرد از شب تلخ وداع

از همان شب که تو رفتی و به چشمان پر از حسرت من خندیدی

تو نمیدانستی

تو نمی فهمیدی

که چه رنجی دارد با دل سوخته ای سر کردن

رفتی و از دل من روشنایی ها رفت

لیک بعد از ان شب

هر شبم را شمعی روشنی می بخشید

بر غمم می افزود

جای خالی تو را میدیدم

می کشیدم آهی از سر حسرت و می خندیدم

به وفای دل تو

و به خوش باوری این دل بیچاره خود

ناگهان یاد تو می افتادم

باز می لرزیدم

گریه سر می دادم

خواب می دیدم من که تو بر میگردی

تا سر انجام شبی سرد و بلند

اشک چشمان سیاهم خشکید

آتش عشق تو خا کستر شد

یاد تو در دل من پرپر شد

اندکی بعد گذشت

اینک این من...تنها...دستهایم سرد است

قدرتم نیست دگر...تا که شعری گویم

گر چه تنها هستم

نه به دنبال توام

نه تو را می جویم

حال می فهمم من...چه عبث بود آن خواب

کاش می دانستم عشق تو می گذرد

تو چه آسان گفتی دوستت دارم را

و چه آسان رفتی...

کاش می فهمیدی وسعت حرفت را

آه...افسوس چه سود

قصه ای بود و نبود ...
+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و نهم خرداد 1390ساعت 11:13 قبل از ظهر  توسط صابر قنبری  | 

شايد برم سراغ عشق

دارم ميرم

رو سنگ قبرم ننويس

اسمم چي بود با كي بودم

قاصدكا خبر ندن

عاشق تويكي بودم

به پونه ها بگو واسمم

گريه وزاري نكنن

ماهي هاي تو تنگ فقط

دريا رو نقاشي كنن

سنگ مشكي غمو

روتن ابرا نبينم

چيه همش مي بارين

الهي كه من بميرم

آخه مگه كجا ميرم

همين ورا به يه سفر

خورشيد خانم خوب مي دونه

قبلا بهش خبر دادم

دسته گل رو قبرمو

به گلدونش پس بديد

به خاطر منم شده

به زندگي نفس بديد

مي خوام كه كوله بارمو

روشونه ي عشق بذارم

دارم ميرم ولي بدون

به جون تو دوستت دارم

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و نهم خرداد 1390ساعت 11:12 قبل از ظهر  توسط صابر قنبری  | 

دعایت میکنم امشب

دعایت می کنم، عاشق شوی روزی

بفهمی زندگی بی عشق نازیباست

دعایت می کنم با این نگاه خسته، گاهی مهربان باشی

به لبخندی تبسم را به لب های عزیزی هدیه فرمایی

بیابی کهکشانی را درون آسمان تیره شب ها

بخوانی نغمه ای با مهر

دعایت می کنم، در آسمان سینه ات

خورشید مهری رخ بتاباند

دعایت می کنم، روزی زلال قطره اشکی

بیاید راه چشمت را

سلامی از لبان بسته ات، جاری شود با مهر

دعایت می کنم، یک شب تو راه خانه خود گم کنی

با دل بکوبی کوبه مهمانسرای خالق خود را

دعایت می کنم، روزی بفهمی با خدا

تنها به قدر یک رگ گردن، و حتی کمتر از آن فاصله داری

و هنگامی که ابری، آسمان را با زمین پیوند خواهد داد

مپوشانی تنت را از نوازش های بارانی

دعایت می کنم، روزی بفهمی

گرچه دوری از خدا، اما خدایت با تو نزدیک است

دعایت می کنم، روزی دلت بی کینه باشد، بی حسد

با عشق، بدانی جای او در سینه های پاک ما پیداست

شبانگاهی، تو هم با عشق با نجوا

بخوانی خالق خود را

اذان صبحگاهی، سینه ات را پر کند از نور

ببوسی سجده گاه خالق خود را

دعایت می کنم، روزی خودت را گم کنی

پیدا شوی در او

دو دست خالیت را پرکنی از حاجت و

با او بگویی:

بی تو این معنای بودن، سخت بی معناست

دعایت می کنم، روزی

نسیمی خوشه اندیشه ات را

گرد و خاک غم بروباند

کلام گرم محبوبی

تو را عاشق کند بر نور 

دعایت می کنم،  وقتی به دریا می رسی 

با موج های آبی دریا به رقص آیی

و از جنگل، تو درس سبزی و رویش بیاموزی

بسان قاصدک ها، با پیامی نور امیدی بتابانی

لباس مهربانی بر تن عریان مسکینی بپوشانی

به کام پرعطش، یک جرعه آبی بنوشانی

دعایت می کنم، روزی بفهمی

در میان هستی بی انتها باید تو می بودی

بیابی جای خود را در میان نقشه دنیا

برایت آرزو دارم 

که یک شب، یک نفر با عشق در گوش تو

اسم رمز بگذشتن ز شب، دیدار فردا را به یاد آرد 

دعایت می کنم، عاشق شوی روزی 

بگیرد آن زبانت

دست و پایت گم شود

 رخساره ات گلگون شود

آهسته زیر لب بگویی، آمدم

به هنگام سلام گرم محبوبت

و هنگامی که می پرسد ز تو، نام و نشانت را

ندانی کیستی

معشوق عاشق؟

عاشق معشوق؟

آری، بگویی هیچ کس

دعایت می کنم، روزی بفهمی ای مسافر، رفتنی هستی 

ببندی کوله بارت را

تو را در لحظه های روشن با او 

دعایت می کنم ای مهربان همراه

تو هم ای خوب من

گاهی دعایم کن

شعر از:کیوان شاهبداغی

+ نوشته شده در  شنبه بیست و هشتم خرداد 1390ساعت 8:8 بعد از ظهر  توسط صابر قنبری  | 

اگر دروغ رنگ داشت

اگر دروغ رنگ داشت


هر روز شاید
ده ها رنگین کمان در دهان ما نطفه می بست
و بی رنگی کمیاب ترین چیزها بود

اگر شکستن قلب و غرور صدا داشت
عاشقان سکوت شب را ویران می کردند

اگر به راستی خواستن توانستن بود
محال نبود وصال!
و عاشقان که همیشه خواهانند
همیشه می توانستند تنها نباشند

…..

اگر گناه وزن داشت
هیچ کس را توان آن نبود که قدمی بردارد
تو از کوله بار سنگین خویش ناله می کردی…
و من شاید کمر شکسته ترین بودم

دکتر شریعتی

اگر غرور نبود
چشم هایمان به جای لب هایمان سخن نمی گفتند
و ما کلام محبت را در میان نگاه های گهگاهمان
جستجو نمی کردیم

اگر دیوار نبود نزدیک تر بودیم
با اولین خمیازه به خواب می رفتیم
و هر عادت مکرر را در میان ۲۴ زندان حبس نمی کردیم

اگر خواب حقیقت داشت
همیشه خواب بودیم
هیچ رنجی بدون گنج نبود…
ولی گنج ها شاید
بدون رنج بودند

اگر همه ثروت داشتند
دل ها سکه ها را بیش از خدا نمی پرستیدند
و یک نفر در کنار خیابان خواب گندم نمی دید
تا دیگران از سر جوانمردی
بی ارزش ترین سکه هاشان را نثار او کنند
اما بی گمان صفا و سادگی می مرد…

اگر همه ثروت داشتند
اگر مرگ نبود
همه کافر بودند
و زندگی بی ارزش ترین کالا یود

جملات زیبای دکتر شریعتی

ترس نبود، زیبایی نبود و خوبی هم شاید

اگر عشق نبود
به کدامین بهانه می گریستیم و می خندیدیم؟
کدام لحظه ی نایاب را اندیشه می کردیم؟
و چگونه عبور روزهای تلخ را تاب می آوردیم؟
آری بی گمان پیش از اینها مرده بودیم…

اگر عشق نبود
اگر کینه نبود
قلبها تمامی حجم خود را در اختیار عشق می گذاشتند

اگر خداوند
یک روز آرزوی انسان را برآورده می کرد
من بی گمان
دوباره دیدن تو را آرزو می کردم و تو نیز
هرگز ندیدن مرا
آن گاه نمی دانم
به راستی خداوند کدام یک را می پذیرفت

+ نوشته شده در  شنبه بیست و هشتم خرداد 1390ساعت 8:4 بعد از ظهر  توسط صابر قنبری  | 

دلم برای کسی تنگ است

دلم برای کسی تنگ است که دل تنگ است…

دلم برای کسی تنگ است که طلوع عشق را به قلب من هدیه می دهد …

دلم برای کسی تنگ است که با زیبایی کلا مش مرا در عشقش غرق می کند…

دلم برای کسی تنگ است که تنم آغوشش را می طلبد …

دلم برای کسی تنگ است که دستانم دستان پر مهرش را می طلبد…

دلم برای کسی تنگ است که سرم شانه هایش را آرزو دارد…

دلم برای کسی تنگ است که گوشهایم شنیدن صدایش را حسرت می کشد …

دلم برای کسی تنگ است که چشمانم ، چشمانش را می طلبد …

دلم برای کسی تنگ است که مشامم به دنبال عطر تن اوست…

دلم برای کسی تنگ است که اشکهایم را دیده…

دلم برای کسی تنگ است که تنهاییم را چشیده…

دلم برای کسی تنگ است که سرنوشتش همانند من است…

دلم برای کسی تنگ است که دلش همانند دل من است…

دلم برای کسی تنگ است که تنهاییش تنهایی من است…

دلم برای کسی تنگ است که مرهم زخمهای کهنه است…

دلم برای کسی تنگ است که محرم اسرار است…

دلم برای کسی تنگ است که راهنمای زندگیست…

دلم برای کسی تنگ است که قلب من برای داشتنش عمرها صبر می کند…

دلم برای کسی تنگ است که دوست نام اوست…

دلم برای کسی تنگ است که دوستیش بدون (( تا )) است…

دلم برای کسی تنگ است  که دل تنگ دل تنگی هایم است…

+ نوشته شده در  شنبه بیست و هشتم خرداد 1390ساعت 5:33 بعد از ظهر  توسط صابر قنبری  | 

دانلود آهنگهاي مجيد علي پور(اين پست از وبلاگ سلطان صدای ایران مجید علیپور به اشتراك گذاشته شده)

دانلود آهنگهاي مجيد علي پور(اين پست از وبلاگ سلطان صدای ایران مجید علیپور به اشتراك گذاشته شده)

دانلود تمامي آهنگها در ادامه مطلب


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  شنبه بیست و هشتم خرداد 1390ساعت 2:40 بعد از ظهر  توسط صابر قنبری  | 

عشقمي

باید تورو پیدا کنم شاید هنوز هم دیر نیست

تو ساده دل کندی  ولی تقدیر بی تقصیر نیست

با اینکه بی تاب منی بازم منو خط میزنی

باید تورو پیدا کنم تو با خودت هم دشمنی

کی با یه جمله مثل من میتونه آرومت کنه

اون لحظه های آخر از رفتن پشیمونت کنه

دل گیرم از این شهر سرد این کوچه های بی عبور

وقتی به من فکر میکنی حس میکنم از راه دور

آخر یه شب این گریه ها سوی چشامو میبره

عطرت داره از پیرهنی که جا گذاشتی میپره

باید تو رو پیدا کنم هر روز تنها تر نشی

راضی به با من بودنت حتی از این کمتر نشی

پیدات کنم حتی اگه پروازمو پرپر کنی

محکم بگیرم دستتو احساسمو باور کنی

پیدات کنم حتی اگه پروازمو پرپر کنی

محکم بگیرم دستتو احساسمو باور کنی

باید تورو پیدا کنم شاید هنوز هم دیر نیست

تو ساده دل کندی  ولی تقدیر بی تقصیر نیست

باید تو رو پیدا کنم هر روز تنها تر نشی

راضی به با من بودنت حتی از این کمتر نشی

+ نوشته شده در  شنبه بیست و هشتم خرداد 1390ساعت 2:1 بعد از ظهر  توسط صابر قنبری  | 

حرف دلم به تو

با تو تنها بوده ام در ذهن خویش هزاران بارگاه تو را می بینم سلام!
که از کنار در اتاقم میگذری آیا تو به دنبال من می گردی؟

نمی توانم این را از چشمانت بفهمم نمی توانم این را از لبخندت بفهمم تو تمامی آن چیزی هستی که همیشه میخواستمش و آغوشم برای تو باز است 

چون تو می دانی چه باید گفت و تو می دانی چه باید کرد و من می خواهم بگویم که بسیار دوستت دارم 

آرزو دارم که پرتو خورشید را لابلای موهایت ببینم و به تو بارها و بارها بگویم چقدر برای من عزیزی گاه احساس می کنم قلبم لبریز از عشق توست 

باید که تو بدانی چون نمی دانم تو کجایی و نمی دانم چه می کنی آیا در جایی احساس تنهایی می کنی؟

یا کسی دیگر دوستت دارد؟به من بگو چگونه قلبت را بدست بیاورم من هیچ کلیدی ندارم اما بگذار با گفتن دوستت دارم آغاز کنم آیا تو به دنبال من می گردی؟

چون نمی دانم تو کجایی و نمی دانم چه میکنی آیا در جایی احساس تنهایی می کنی؟یا کسی دیگر دوستت دارد؟

به من بگوچگونه قلبت را بدست بیاورم من هیچ کلیدی ندارم اما بگذار با گفتن دوستت دارم آغاز کنم.

+ نوشته شده در  شنبه بیست و هشتم خرداد 1390ساعت 2:0 بعد از ظهر  توسط صابر قنبری  | 

...نمیگم دلخور از تقدیرم اما

خدا ما رو برای هم نمیخواست

فقط میخواست همو فهمیده باشیم

بدونیم نیمه ی ما مال ما نیست

فقط خواست نیمه مونو دیده باشیم

تموم لحظه های این تب تلخ

خدا از حسرت مابا خبر بود

خودش ما رو برای هم نمیخواست

خودت دیدی دعامون بی اثر موند...

پی.ن:آهنگش فوق العاده است.به همتون توصیه میکنم برین دانلودش کنین!

پی.ن۲:فدای تو پسر بشم من!

پي.ن۳:عده اي از دوستان ميگن از كجا دانلود كنيم و من همين جا بهشون اعلام ميكنم تو فصل تازه ي احسان خواجه اميري-با تشكر

+ نوشته شده در  شنبه بیست و هشتم خرداد 1390ساعت 1:58 بعد از ظهر  توسط صابر قنبری  | 

از خدا خواستم

از خدا خواستم تا به من صبر عنایت کند

خداوند پاسخ داد بنده قدرتمند من صبر حامل سختی است عطا شدنی نیست بلکه آموختنی است

از خدا خواستم تا مرا شادی بخشد

خداوند پاسخ داد نازنینم من به تو موهبت بسیار بخشیدم شاد بودن با خود توست

از خدا خواستم تا رنجم را کاستی دهد

خداوند پاسخ داد مخلوق صبورم بهای رنج تو دوری از دنیا و نزدیکی به من است

از خدا خواستم تا روحم را شکوفا سازد

خداوند پاسخ داد پرورش روح با تو اما آرامش آن با من

از خدا خواستم تا راه عشق ورزیدن را به من بیاموزد

خداوند پاسخ داد اشرف مخلوقات من بالاخره دریافتی از من چه به خواهی به خاطر داشته باش در مسیر

عشق ورزیدن به من به مقصد دوست داشتن دیگران خواهی رسید

+ نوشته شده در  شنبه بیست و هشتم خرداد 1390ساعت 1:57 بعد از ظهر  توسط صابر قنبری  | 

محاکمه عشق

جلسه محاکمه عشق بود و قاضی عقل و عشق محکوم به تبعید به دورترین نقطه مغز شده بود یعنی

 فراموشی قلب تقاضای عفو عشق را داشت ولی همه اعضا با او مخالف بودن قلب شروع کرد به

 طرفداری از عشق آهای چشم مگر تو نبودی که هر روز آرزوی دیدن اونو داشتی ای گوش مگر تو نبودی

که در آرزوی شنیدن صدایش بودی حالا چرا این چنین با او مخالفید ؟ همه جلسه را ترک کردند تنها عقل

و قلب در جلسه ماندند عقل گفت دیدی قلب همه از عشق بیزارند ولی من متحیرم که وجودی که عشق

بیشتر از همه تو را آزرده چرا هنوز از او حمایت می کنی ؟ قلب نالید من بدون وجود عشق دیگر نخواهم

 بود و تنها تکه گوشتی هستم که هر ثانیه کار ثانیه قبل را تکرار می کند و فقط با عشق می توانم یک

قلب واقعی باشم پس همیشه از او حمایت خواهم کرد

                                                                                          
+ نوشته شده در  شنبه بیست و هشتم خرداد 1390ساعت 1:57 بعد از ظهر  توسط صابر قنبری  | 

شهاب مقدم – چه جور دلت اومد

آهنگ جدید و بسیار زیبای شهاب مقدم بنام چه جور دلت اومد

دانلود

+ نوشته شده در  شنبه بیست و هشتم خرداد 1390ساعت 1:35 بعد از ظهر  توسط صابر قنبری  | 

کافیست بخواهی

تو بخواه ...میشود....

 

 

کافیســــت بخــــــواهی !

 

 

دوباره متولد شوی

 

 

چشمانت را دوباره باز کنی

 

 

و

 

 

 از یک دریچه ی دیگر به آسمان نگاه کنی

 

 

یک جور دیگر به زندگی لبخند بزنی

 

 

 زیباتر زندگی کنی ...

 

 

 

ما اغلب فکر میکنیم چون خیلی گرفتاریم به خدا نمیرسیم

 

در صورتی که چون به خدا نمیرسیم خیلی گرفتاریم.

 

 

 

خدا هواتو داره دوست من...

+ نوشته شده در  شنبه بیست و هشتم خرداد 1390ساعت 1:22 بعد از ظهر  توسط صابر قنبری  | 

عشق سرآغازی برای زندگی

 

 

زنی از خانه بیرون آمد و سه پیرمرد را با ریش های بلند جلوی در دید.

 

به آنها گفت: « من شما را نمی شناسم ولی فکر می کنم گرسنه باشید،

 

بفرمائید داخل تا چیزی برای خوردن به شما بدهم.»

 

آنها پرسیدند:« آیا شوهرتان خانه است؟»

+ نوشته شده در  شنبه بیست و هشتم خرداد 1390ساعت 1:22 بعد از ظهر  توسط صابر قنبری  | 

سکوت. . .سکوت. . . سکوت. . .

آنقدر از حرف لبريزم ، كه تنها سكوت خالي ام مي كند . . .

آره. . . سکوت. . . خیلی وقتها اینقدر حرف دارم که راه صدامو می بنده!اینطوری همه حرفام تبدیل به سکوت میشه! درست مثل این ۲ و ۳ روزه!تو این  ۲و ۳ روزه هیچیم سر جاش نیست!نه خوابم نه خوراکم نه فکرم! هیچی!دارم داغون می شم دارم له می شم اما نمی تونم حرف بزنم! نمی تونم!دارم ته می کشم!دارم دیوونه می شم!دیگه نمی تونم ادامه بدم! یه فکر مثل خوره افتاده به جونم و ذره ذره داره جونمو می گیره! رسیدم به تناقض!به بن بستی که هیچ راه فراری ازش ندارم!هیچ راه حلی هم ندارم به جز اینکه تحمل کنم و خودمو بکشم کنار و بی خیال شم!! آره نفس کم آوردم!قلب گنجشکم دیگه تاب نداره!دیگه نمی تونه تند تر از این بزنه!تاب تحمل اینهمه فشارو نداره!اینقدر خودشو به در و دیوار می کوبه که سکوت تنهایی کرش نکنه! که فکرای تو سرش آزارش نده!گنجشکم همین روزاست که جون میده و میمیره!

 سکوت می کنم!انقدر سکوت میکنم که آخرش صداش در بیادو فریاد بزنه :

آرامتر سکوت کن ...

صدای بی تفاوتی هایت آزارم می دهد. . . !

بی خیال همه چیز می شم !یاد می گیرم بسازم!اما بدون دل!چون دیگه دلی نمونده!فقط یه تیکه سنگ مونده!

سنگ!سنگ بی احساس!اما این خوبه!

مدتی است که سرمای مرگ احساسم را حس می کنم ... دل که بمیرد احساس را هم با خود

دفن می کند ... می ماند این عقل لعنتی و یک مشت منطق و فلسفه ی پوچی که در نبود احساس

زندگی ات را به باتلاقی تبدیل می کند که ذره ذره در آن فرو می روی ...

تا زمانیکه که حتی نفست را هم از تو بگیرد ...

آری ... بی احساس روزی نفس کم می آوری. . .!

 

 

امشب بر شانه های دلم

                       کوله باری سنگینی می كند

                                                کوله باری پُرِ از دلتنگي...

 

 درغیاب تو

گفتگو دارم

با تو ، 

در حضورت

          گفتگو با خویش...   

 

+ نوشته شده در  شنبه بیست و هشتم خرداد 1390ساعت 1:17 بعد از ظهر  توسط صابر قنبری  | 

معنای عشق

زن وشوهر جوانی سوار برموتورسیکلت در دل شب می راندند.
انها از صمیم قلب یکدیگر را دوست داشتند.
زن جوان: یواشتر برو من می ترسم
مرد جوان: نه ، اینجوری خیلی بهتره!
زن جوان: خواهش می کنم ، من خیلی میترسم
مردجوان: خوب، اما اول باید بگی دوستم داری
زن جوان: دوستت دارم ، حالامی شه یواشتر برونی
مرد جوان: مرا محکم بگیر
زن جوان: خوب، حالا می شه یواشتر برونی؟
مرد جوان: باشه ، به شرط این که کلاه کاسکت مرا برداری و روی
سرت بذاری، اخه نمی تونم راحت برونم، اذیتم می کنه
روز بعد روزنامه ها نوشتند
برخورد یک موتورسیکلت با ساختمانی حادثه آفرید.در این سانحه
که بدلیل بریدن ترمز موتور سیکلت رخ داد،
یکی از دو سرنشین زنده ماند و دیگری در گذشت
مرد جوان از خالی شدن ترمز آگاهی یافته بود پس بدون این که زن
جوان را مطلع کند با ترفندی کلاه کاسکت خود را بر سر او گذاشت
و خواست برای آخرین بار دوستت دارم را از زبان او بشنود و خودش
رفت تا او زنده بماند
+ نوشته شده در  شنبه بیست و هشتم خرداد 1390ساعت 12:51 بعد از ظهر  توسط صابر قنبری  | 

تنها تر از انم که به تنهایی هایم فکر کنم

برای عشق

برای عشق تمنا کن ولی خار نشو.

برای عشق قبول کن ولی غرورت را از دست نده.

برای عشق گریه کن ولی به کسی نگو.

برای عشق مثل شمع بسوز ولی نگذار پروانه ببینه.

برای عشق پیمان ببند ولی پیمان نشکن.

برای عشق جون خودتو بده ولی جون کسی رو نگیر.

برای عشق وصال کن ولی فرار نکن.

برای عشق زندگی کن ولی عاشقانه زندگی کن.

برای عشق بمیر ولی کسی رو نکش.

برای عشق خودت باش ولی خوب باش …

 

+ نوشته شده در  شنبه بیست و هشتم خرداد 1390ساعت 12:40 بعد از ظهر  توسط صابر قنبری  | 

زیبا ترین دختربچه جهان انتخاب شد

گرمی دست هایت چیست که دستهایم آنها را میطلبد ؟ در آینه چشمهایم بنگر چه میبینی؟ آیا میبینی که تو را میبیند؟ صدای طپش قلبم را میشنوی که فریاد میزند دوستت دارم؟ دوست ندارم که بگویم دوستت دارم. دوست دارم که بدانی دوستت دارم!
+ نوشته شده در  شنبه بیست و هشتم خرداد 1390ساعت 12:32 بعد از ظهر  توسط صابر قنبری  | 

در این تصویر به جز خط‌های عمودی سفید و مشکی، چه تصویری را مشاهده می‌کنید؟



برای مشاهده تصویر پنهان در این مطلب می‌توانید از مانیتور چند
قدم فاصله بگیرید حالا به ما بگویید در این تصویر چه مشاهده کردید؟

+ نوشته شده در  شنبه بیست و هشتم خرداد 1390ساعت 12:31 بعد از ظهر  توسط صابر قنبری  | 

در میان روز و شب

خاموش ای قلب من ! زیرا کسی صدای تو را نمیشنود.

خاموش باد ! زیرا فضایی که با ناله ها و سوگواری ها آمیخته باشد نمیتواند آواز و سروده های تو را حمل کند.

خاموش باد ! زیرا سایه های شب با رازهایت مأنوس نمیشوند و تاریکی در برابر رویاهایت درنگ نمیکند.

تا صبح خاموش باد ای قلب من ! زیرا اگر تا صبح خویشتن داری کنی در روز توانمند خواهی شد. هر کسی که

 عاشق نور شود نور نیز عاشق او خواهد شد..

خاموش ای قلب من و به سخنانم گوش فرا ده.!

+ نوشته شده در  شنبه بیست و هشتم خرداد 1390ساعت 12:21 بعد از ظهر  توسط صابر قنبری  | 

اینقدر دوستت دارم که نگران خودمم



دوری و ندیدن توکارمن نیست نمی تونم

نگران لحظه هامم که منوبی تو نمیخوان

نگران دستایی که تونباشی خیلی تنهان

اینقدر دوست دارم که نگران خودمم

اماباز جونمومیدم واسه باتو بودنم

نه میشه بی تو بمونم نه میدونم که می مونی

همه ی ترسم ازاینه یه روزی پیشم نمونی

نگران لحظه هامم که منوبی تو نمیخوان

نگران دستایی که تو نباشی خیلی تنهان


اینقدر دوست دارم که نگران خودمم

امابازجونمو میدم واسه باتو بودنم

من نه عاشق بودم و نه محتاج نگاهی که بلغزد برمن

من خودم هستم و یک حس غریب که به صدعشق و هوس می ارزد

من نه عاشق بودم و نه دلداده به افکار پلید

من بدنبال نگاهی بودم که مرا ازپس دیوانگی ام میفهمید

نظريادتون نره

+ نوشته شده در  شنبه بیست و هشتم خرداد 1390ساعت 11:55 قبل از ظهر  توسط صابر قنبری  | 

###عشق فقط عشق های قدیم###

در روزگاران قدیم جوانی یک دل نه صد دل عاشق دختری زیبا رو می شود

با خانواده به خاستگاری اش میرود


و جواب مثبت می گیرد

ولی افسوس بعد از چند روز دختر ابله می گیرد

و کل پوستش پر از ابله می شود

به طوری که به زشت ترین دختره روستا تبدیل میشود

در این بین پسر یکباره بینایی اش را از دست میدهد و کور میشود

خلاصه پس از چندی ازدواج ان دوصورت میگیرد

و همه ی اهل ده برای بخت بده انها گریه می کنند

حدود 20سال با عشق و علاقه درکنار هم زندگی میکنند

دختر بیمار میشود و می میرد

بعد از مراسم خاک سپاری پسر چشم هایش را باز میکند

همه ی اهل روستا تعجب میکنند و از پسر میپرسند

چه شد که بینا شدی؟؟؟؟

او که 20 سال پیر تر شده بود جواب داد

من فقط شرط عشق را بجای اوردم

عشق یعنه چشم بستن بر عیبهای معشوق

نظر يادتون نره

+ نوشته شده در  شنبه بیست و هشتم خرداد 1390ساعت 11:54 قبل از ظهر  توسط صابر قنبری  | 

شب آرزوها

شب آرزوها 
شب عفو است و محتاج دعایم
             زعمق دل دعایی کن برایم
                         اگر امشب به معشوقت رسیدی
                                     خدا را در میان اشک دیدی
                                          کمی هم نزد او یادی ز ما کن
                                                       کمی هم جای ما او را صدا کن
بگو یارب فلانی رو سیاه است
           دو دستش خالی و غرق گناه است
                        بگو یارب تویی دریای جوشان
                             در این شب رحمتت بر وی بجوشان
                                                    نظريادتون نره
+ نوشته شده در  شنبه بیست و هشتم خرداد 1390ساعت 11:51 قبل از ظهر  توسط صابر قنبری  | 

تورادوست می دارم...

تورا به جای همه ی کسانی که نشناخته ام دوست می دارم

تورابه جای همه ی روزگارانی که نمی زیسته ام دوست می دارم

تورابه جای همه ی کسانی که دوست نداشته ام دوست می دارم

برای خاطرعطرنان گندم

وبرفی که آب می شود

تورا برای دوست داشتن دوست می دارم

برای اشکی که خشک شدو هیچ وقت نریخت

لبخندی که محوشدوهیچ گاه نشکفت

تورابه خاطرخاطره هادوست می دارم

برای پشت کردن به آرزوهای محال

به خاطرنابودی توهم وخیال

تورابی آن که دوستم بداری،دوست می دارم

تورابرای دوست داشتن دوست می دارم

تورابه جای همه ی کسانی که ندیده ام دوست می دارم

برای لبخند تلخ لحظه ها

پروازشیرین خاطره ها

تورا به اندازه ی همه ی کسانی که نخواهم دید،دوست می دارم

اندازه ی قطرات باران

اندازه ی ستاره های آسمان

تورا اندازه ی خودت،اندازه ی آن قلب پاکت،دوست می دارم

نظر يادتون نره

+ نوشته شده در  شنبه بیست و هشتم خرداد 1390ساعت 11:20 قبل از ظهر  توسط صابر قنبری  | 

آیا میدانید...

آیا میدانید زنبور عسل ۵ چشم دارد که ۲ تا اصلی در بغل سر و

۳ تا بر روی سر اون قرار داره

 
آیا میدانید ۲۰ درصد آب شیرین جهان میان آمریکا و کانادا قرار دارد

آیا میدانید بهترین شکارچی در خشکی خرس قطبی است


آیا میدانید خرس قطبی هنگامی که روی دو پا می‌ایستد حدود ۳ متر است

 
آیا میدانید در بین انواع خرس ، خرس پاندا بزرگترین جمجمه را دارد

 
آیا میدانید خرس با تمام سنگینی خود میتواند با سرعت ۵۰ کیلومتر در ساعت بدود


آیا میدانید حس بویایی خرس تقریبا ۱۰۰ برابرقوی تر از انسان است

آیا میدانید خرس نوزاد ۶۰۰ بار از مادر خود کوچکتر است

آیا میدانید کوههای آلپ در سال حدود یک سانتیمتر بلند میشوند

 
آیا میدانید بیماری قند اولین عامل کوری در مردم جهان است

نظريادتون نره

 

+ نوشته شده در  شنبه بیست و هشتم خرداد 1390ساعت 11:17 قبل از ظهر  توسط صابر قنبری  | 

پرسش عشق

کودکي گفتند : عشق چيست؟ گفت : بازي.
 به نوجواني گفتند : عشق چيست؟ گفت : رفيق بازي.
 به جواني گفتند : عشق چيست؟ گفت : پول و ثروت.
 به پيرمردي گفتند : عشق چيست؟ گفت :عمر.
 به عاشقي گفتند : عشق چيست؟ چيزي نگفت.

آهي کشيد و سخت گريست

نظر يادتون نره

+ نوشته شده در  شنبه بیست و هشتم خرداد 1390ساعت 11:6 قبل از ظهر  توسط صابر قنبری  | 

آهنگ يه نفر از امين رستمي

آهنگ جدید و فوق العاده زیبای امین رستمی به نام یه نفر

 ( ملودی : امین رستمی - تنظیم : سیاوش صدری - ترانه سرا : فرشید وحدت )
این تراک جزو تراکهای آلبوم امین رستمی می باشد که به همه ی هوادرانش تقدیم کرده است.

پيشنهاد ميكنم حتما دانلود كنيد

آهنگ جدید و فوق العاده زیبای امین رستمی به نام یه نفر

دانلود

+ نوشته شده در  شنبه بیست و هشتم خرداد 1390ساعت 9:22 قبل از ظهر  توسط صابر قنبری  | 

امیر علی آلبوم سر به سرم نزار خدا

آلبوم جدید و بسیار زیبای امیر علی به نام سر به سرم نزار خدا . با 2 کیفیت
 ترانه سرا و آهنگساز : امیر علی

امیر علی آلبوم سر به سرم نزار خدا

براي دانلود روي فايل مورد نظر كليك كنيد

# اسم موزيك كيفيت زمان فرمت حجم
1 سر به سرم نزار خدا Kbps 128 3:26 mp3 mb 3.14
2 خط و نشون Kbps 128 3:38 mp3 mb 3.33
3 مشرق چشمات Kbps 128 3:15 mp3 mb 2.97
4 دارو ندار Kbps 128 3:29 mp3 mb 3.19
5 نه تو نميتونی Kbps 128 2:45 mp3 mb 2.52
6 گناهت اينه كه پاكی Kbps 128 4:21 mp3 mb 3.98
7 همه احساسم حرومت Kbps 128 3:06 mp3 mb 2.84
8 عشق من Kbps 128 3:33 mp3 mb 3.25
9 سوگولی Kbps 128 4:04 mp3 mb 3.73
10 اسير Kbps 128 2:49 mp3 mb 2.58
11 تيغ و رگ Kbps 128 3:49 mp3 mb 3.5
12 قصد سفر Kbps 128 3:35 mp3 mb 3.28


دانلود كل اهنگها با كيفيت 128 در يك فايل زيپ   جديد ... 
 

# اسم موزيك كيفيت زمان فرمت حجم
1 سر به سرم نزار خدا Kbps 320 3:26 mp3 mb 7.85
2 خط و نشون Kbps 320 3:38 mp3 mb 8.31
3 مشرق چشمات Kbps 320 3:15 mp3 mb 7.42
4 دارو ندار Kbps 320 3:29 mp3 mb 7.97
5 نه تو نميتونی Kbps 320 2:45 mp3 mb 6.3
6 گناهت اينه كه پاكی Kbps 320 4:21 mp3 mb 9.96
7 همه احساسم حرومت Kbps 320 3:06 mp3 mb 7.09
8 عشق من Kbps 320 3:33 mp3 mb 8.12
9 سوگولی Kbps 320 4:04 mp3 mb 9.32
10 اسير Kbps 320 2:49 mp3 mb 6.44
11 تيغ و رگ Kbps 320 3:49 mp3 mb 8.74
12 قصد سفر Kbps 320 3:35 mp3 mb 8.2

 

دانلود كل اهنگها با كيفيت 320 در يك فايل زيپ   جديد ...

+ نوشته شده در  جمعه بیست و هفتم خرداد 1390ساعت 9:47 بعد از ظهر  توسط صابر قنبری  | 

غروبها غریب | مژگان مظفری

غروبها غریب | مژگان مظفری نام کتاب : غروبها غریب
غروبها غریب | مژگان مظفری نویسنده : مژگان مظفری
غروبها غریب | مژگان مظفری حجم کتاب : ۱٫۴۷ مگابایت
غروبها غریب | مژگان مظفری دسته » ادبیات » رمان عاشقانه

غروبها غریب | مژگان مظفری

دانلود کتاب
+ نوشته شده در  جمعه بیست و هفتم خرداد 1390ساعت 9:37 بعد از ظهر  توسط صابر قنبری  | 

رمان ایرانی و عاشقانه بازیچه ی تقدیر | مریم دالایی

رمان ایرانی و عاشقانه بازیچه ی تقدیر  | مریم دالایی نام کتاب : بازیچه تقدیر

رمان ایرانی و عاشقانه بازیچه ی تقدیر  | مریم دالایی نویسنده : مریم دالایی

رمان ایرانی و عاشقانه بازیچه ی تقدیر  | مریم دالایی حجم کتاب : ۲٫۴۶ مگابایت

رمان ایرانی و عاشقانه بازیچه ی تقدیر  | مریم دالایی تعداد صفحات : ۳۱۸

دانلود کتاب
+ نوشته شده در  جمعه بیست و هفتم خرداد 1390ساعت 9:35 بعد از ظهر  توسط صابر قنبری  | 

رمان ایرانی و عاشقانه همسفر | مریم شهسواری

رمان ایرانی و عاشقانه همسفر | مریم شهسواری نام کتاب : همسفر

رمان ایرانی و عاشقانه همسفر | مریم شهسواری نویسنده : مریم شهسواری

رمان ایرانی و عاشقانه همسفر | مریم شهسواری حجم کتاب : ۱٫۸ مگابایت

رمان ایرانی و عاشقانه همسفر | مریم شهسواری تعداد صفحات : ۳۵۷

دانلود کتاب
+ نوشته شده در  جمعه بیست و هفتم خرداد 1390ساعت 9:34 بعد از ظهر  توسط صابر قنبری  | 

سياوش سينا آهنگ به خدا


آهنگ جدید و بسیار زیبای سياوش سينا با نام به خدا
 تنظیم : ناصر سینا 
* پخش اختصاصی *

سياوش سينا آهنگ به خدا

براي دانلود روي فايل مورد نظر كليك كنيد

# اسم موزيك كيفيت زمان فرمت حجم
1 به خدا Kbps 128 4:20 mp3 mb 3.97
+ نوشته شده در  جمعه بیست و هفتم خرداد 1390ساعت 9:26 بعد از ظهر  توسط صابر قنبری  | 

پویا بیاتی آهنگ قرار بود

آهنگ جدید و فوق العاده زیبای پویا بیاتی با نام قرار بود

پویا بیاتی آهنگ قرار بود

براي دانلود روي فايل مورد نظر كليك كنيد

# اسم موزيك كيفيت زمان فرمت حجم
1 قرار بود Kbps 128 3:19 mp3 mb 3.05
+ نوشته شده در  جمعه بیست و هفتم خرداد 1390ساعت 9:25 بعد از ظهر  توسط صابر قنبری  | 

واست میمیرم....

 

سردی نگاه و بشکن فاصله سزای ما نیست

 

تو بمون واسه همیشه این جدایی حق ما نیست

 

بودن تو آرزومه حتی واسه ی یه لحظه

میمیرم بی تو

 

خوندن من یه بهانست یه سرود عاشقانست

 

من برات ترانه میگم تا بدونی که باهاتم

 

تو خود دلیل بودنم بی تو شب سحر نمیشه

میمیرم بی تو

 

من عشقت رو به همه دنیا نمیدم

 

حتی یادت رو به کوه و دریا نمیدم

با تو میمونم واسه همیشه

 

اگه دنیا بخواد منو تو تنها بمونیم

 

واست میمیرم جواب دنیا رو میدم

با تو میمونم واسه همیشه

 

من عشقت رو به همه دنیا نمیدم

 

حتی یادت رو به کوه و دریا نمیدم

با تو میمونم واسه همیشه

 

خاطرات تو رو چه خوب چه بد هک میکنم

 

توی تنهایی هام فقط به تو فکر میکنم

با تو میمونم واسه همیشه

 

اگه دنیا بخواد منو تو تنها بمونیم

 

واست میمیرم جواب دنیا رو میدم

با تو میمونم واسه همیشه

 

اگه دنیا بخواد منو تو تنها بمونیم

 

واست میمیرم جواب دنیا رو میدم

با تو میمونم واسه همیشه

 

سردی نگاه و بشکن فاصله سزای ما نیست

 

تو بمون واسه همیشه این جدایی حق ما نیست

 

بودن تو آرزومه حتی واسه ی یه لحظه

میمیرم بی تو

 

خوندن من یه بهانست یه سرود عاشقانست

 

من برات ترانه میگم تا بدونی که باهاتم

 

تو خود دلیل بودنم بی تو شب سحر نمیشه

میمیرم بی تو

 

من عشقت رو به همه دنیا نمیدم

 

حتی یادت رو به کوه و دریا نمیدم

با تو میمونم واسه همیشه

 

من عشقت رو به همه دنیا نمیدم

 

حتی یادت رو به کوه و دریا نمیدم

با تو میمونم واسه همیشه

 

خاطرات تو رو چه خوب چه بد هک میکنم

 

توی تنهایی هام فقط به تو فکر میکنم

با تو میمونم واسه همیشه

 

 

                              دوست دارم عشقم
+ نوشته شده در  جمعه بیست و هفتم خرداد 1390ساعت 9:20 بعد از ظهر  توسط صابر قنبری  | 

آرزو کن!


میدونید امشب چه شبیه همه میگن که امشب هر چی آرزو کنی برآورده میشه این می دونی یعنی چی این فکر کنم یعنی خدا امشب به حرف آدماش گوش می کنه چه اون آدم بدش چه آون آدم خوبش منم از خدا بزرگترین آرزویی که دارم ازش اینه که منو توی زندگیم کمک کنه تا به اونی که میخوام برسم تا منم بتونم وسیله ای باشم که اونو به آرزوهاش برسونم امیدوارم که اونم امشب یه  آرزویی کرده باشه!

خدایا یعنی امشب حرف منو گوش می کنی؟
+ نوشته شده در  جمعه بیست و هفتم خرداد 1390ساعت 9:11 بعد از ظهر  توسط صابر قنبری  | 

دوست دارمش ...

دوست دارمش ...

مثل دانه ای که نور را

 مثل مزرعی که باد را

مثل زورقی که موج را

یا پرنده ای که اوج را

دوست دارمش ... 

" فروغ فرخزاد "

 

پ ن :آرامش با صدای بهنام صفوی

 

پ ن : به قول " حمید مصدق " ...

 بی تو در می یابم

چون چناران کهن

از درون تلخی واریزم را

کاهش جان من این شعر من است

آرزو می کردم

که تو خواننده شعرم باشی

راستی شعر مرا می خوانی؟

نه دریغا هرگز

باورم نیست که خواننده شعرم باشی

کاشکی شعر مرا می خوندی!

 

پ ن : گلوی آدم را باید گاهی بتراشند !!!

تا برای دلتنگی های تازه جا باز شود !!!

دلتنگی هایی که جایشان نه در دل ، که در گلوی آدم است ...

دلتنگی هایی که می توانند آدم را خفه کنند . . .

 

پ ن : خوب نیستم !

تمام این پست رو تقدیم می کنم به عزیزی که اگه روزی به فرض محال ! 

گذرش به اینجاها افتاد ، می فهمه مال اونه ...

+ نوشته شده در  جمعه بیست و هفتم خرداد 1390ساعت 8:56 بعد از ظهر  توسط صابر قنبری  | 

بیچاره آهویی که صید پنجه شیری است ...

پیشانی ام را بوسه زد در خواب هندویی

شاید از آن ساعت طلسمم کرده جادویی

شاید از آن پس بود که احساس می کردم

در سینه ام پر می زند شب ها پرستویی

شاید از آن پس بود که با حسرت از دستم

هر روز سیبی سرخ می افتاد در جویی

از کودکی دیوانه بودم ، مادرم می گفت

از شانه ام می چیده است هر روز شب بویی

نام تو را می کند روی میزها هر وقت

در دست آن دیوانه می افتاد چاقویی

بیچاره آهویی که صید پنجه شیری است

بیچاره تر شیری که صید چشم آهویی

اکنون ز تو با ناامیدی چشم می پوشم

اکنون ز من با بی وفایی دست می شویی

آئینه خیلی هم نباید راستگو باشد

من مایه رنج تو هستم، راست می گویی ...

" فاضل نظری "

+ نوشته شده در  جمعه بیست و هفتم خرداد 1390ساعت 8:54 بعد از ظهر  توسط صابر قنبری  | 

ادبيات عشق


                             و اين است قصه ي تلخ صرف فعل کردن؛

                    عبور از کنار يک مفعول که هميشه مجهول باقي مي ماند


ديـدم منــم تــموم شــــــــــــــــــدم
خونـم حـلال ولـي بــــــــــــــــــــــــــــــــــــــدون
به پايه تو حــروم شــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــدم
اونيكه عاشـق شده بـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــود
بد جوري تو كارتو مونــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــد
براي فاتحه بهـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــت
حالا بايد فاتحه خونــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــد
تــــموم وســـعت دلــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــو
بـه نـام تـو سنـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــد زدم
غــرور لعنتي ميگفــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــت
بازي عشـــــقو بلـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــدم
از تــــو گــــله نميكنـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــم
از دســـت قــــلبم شاكيــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــم
چــرا گذشتـــم از خـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــودم
چــــــــراغ ره تـاريكــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــيم
دوسـت ندارم چشماي مــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــن
فردا بـه آفتاب وا بشـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــه
چه خوب ميشه تصميم تــــــــــــــــــــــــــــــــو
آخـر مـاجرا بــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــشه
دسـت و دلت نلــــــــــــــــــــــــرزه
بزن تير خــــــــــــــــــلاص رو
ازاون كه عاشقــــت بود
بشنواين التماسرو

دوستت


عشق از نگاه دبيران

دبیر معارف : عشق یک موهبت الهی است .

دبیر ورزش : عشق تنها توپی است که اوت نمی شود .

دبیر شیمی : عشفق تنها اسیدی است که به قلب صدمه نمی زند .

دبیر اقتصاد : عشق تنها کالایی است که ازخارج وارد نمی شود.

دبیر ادبیات : عشق باید مانند عشق لیلی و مجنون باشد .

دبیر جغرافی : از فراز کوه های بلند است که تیری به نام عشق از مشرق محبت به مغرب قلب انسان می نشیند .

دبیر زیست : عشق یک نوع بیماری است که عامل آن کمتر شناخته شده است .



+ نوشته شده در  جمعه بیست و هفتم خرداد 1390ساعت 8:47 بعد از ظهر  توسط صابر قنبری  | 

فقط خواستـمـــــ ـــ ـــ ـــ ــــ ـــ ــ ـــ ــ زندگی کنم

"رفتی به کی بگم خیلی دلم تنگه برات" 

"میخوام یه بار ببینمت سر بزارم رو شونه هات"

"دوست داشتم با گلای سرخ میومدم به دیدنت"

"نه اینکه یا رخت سیاه چشای سرخ ببینمت"

"گلو پر پر میکنم سر مزار تا ابد بارونیه چشمای یار"

"رفتی افسوس گل من تو در دل خاک"

"از تو یادگاریه چشمای نمناک"

+ نوشته شده در  جمعه بیست و هفتم خرداد 1390ساعت 8:41 بعد از ظهر  توسط صابر قنبری  | 

دی جی مریم (محشر) - دلخوشی

آهنگ جدید و زیبای دی جی مریم ( محشر ) با نام دلخوشی ... با 2 کیفیت


+ نوشته شده در  جمعه بیست و هفتم خرداد 1390ساعت 7:42 بعد از ظهر  توسط صابر قنبری  | 

آهنگ جدید و بسیار زیبای مصطفی حاتمیان با همراهی مرجان کندی با 3 کیفیت

آهنگ جدید و بسیار زیبای مصطفی حاتمیان با همراهی مرجان کندی با 3 کیفیت

اين آهنگ از وبلاگ رسمي امير پويا به اشتراك گذاشته شده

صابر موزيك

MP3 192

DOWNLOAD

 

 

MP3 128

DOWNLOAD

 

 

MP3 48

DOWNLOAD

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و ششم خرداد 1390ساعت 1:6 بعد از ظهر  توسط صابر قنبری  | 

رضا موسوی و امير س آهنگ گل ميخک

آهنگ جدید و بسیار زیبای رضا موسوی و امير س به نام گل ميخک , با 2 کیفیت

رضا موسوی و امير س آهنگ گل ميخک

براي دانلود روي فايل مورد نظر كليك كنيد

# اسم موزيك كيفيت زمان فرمت حجم
1 گل ميخک Kbps 128 3:28 mp3 mb 3.18
2 گل ميخک Kbps 192 3:28 mp3 mb 4.76
+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و ششم خرداد 1390ساعت 12:3 بعد از ظهر  توسط صابر قنبری  | 

نوید پاکیاری آهنگ تنهام نزار

آهنگ جدید و زیبای نوید پاکیاری با نام تنهام نزار ... با 2 کیفیت
 ترانه و آهنگ : نوید پاکیاری

نوید پاکیاری آهنگ تنهام نزار

براي دانلود روي فايل مورد نظر كليك كنيد

# اسم موزيك كيفيت زمان فرمت حجم
1 تنهام نزار Kbps 128 3:43 mp3 mb 3.41
2 تنهام نزار Kbps 320 3:43 mp3 mb 8.53
+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و ششم خرداد 1390ساعت 10:38 قبل از ظهر  توسط صابر قنبری  | 

رضا جوان آهنگ اشکام تموم نشد گلم

آهنگ جدید و بسیار زیبای رضا جوان با نام اشکام تموم نشد گلم ... با 2 کیفیت
ترانه و آهنگ : رضا جوان

رضا جوان آهنگ اشکام تموم نشد گلم

براي دانلود روي فايل مورد نظر كليك كنيد

# اسم موزيك كيفيت زمان فرمت حجم
1 اشکام تموم نشد گلم Kbps 128 3:22 mp3 mb 3.08
2 اشکام تموم نشد گلم Kbps 320 4:16 mp3 mb 9.78
+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و پنجم خرداد 1390ساعت 6:44 بعد از ظهر  توسط صابر قنبری  | 

سیاوش سینا آهنگ بغض

آهنگ جدید , بسیار زیبا و احساسی سیاوش سینا با نام بغض
تنظیم : ناصر سینا
* پخش اختصاصی *
 
سياوش سينا صابر قنبري دانلود

براي دانلود روي فايل مورد نظر كليك كنيد

# اسم موزيك كيفيت زمان فرمت حجم
1 بغض Kbps 128 3:44 mp3 mb 3.45

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و پنجم خرداد 1390ساعت 5:33 بعد از ظهر  توسط صابر قنبری  | 

عشششششششششششق

سر از بالين اندوه گران خويش برداريد

                 در اين دوران كه از آزادگي نام و نشاني نيست

                                     در اين دوران كه هرجا ” هركه را زر در ترازو ،

 

           زور در بازوست “ جهان را دست اين نامردم صد رنگ بسپاريد

كه كام از يكدگر گيرند و خون يكدگر ريزند

            درين غوغا فرو مانند و غوغاها برانگيزند .

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و پنجم خرداد 1390ساعت 3:55 بعد از ظهر  توسط صابر قنبری  | 

دانلود آهنگهای Emad Elahi

این پست به سفارش دوس عزیز اقای امیرنوشته شده

سلام آقای امیراز اینکه مارو لایق دونستیدمتشکریم

من خودم همه آهنگهای Emad را دارم به عت ترافیک شبکه تا فردا حتما برات آپلود میکنم

اگر این مطلب را خواندی در بخش نظرات منو خبر کن

Mano Bakhti 3.26 MB دانلود
 To Mehraboon 3.93 MB دانلود
Elahi 4.75 MB دانلود
 Hala Chi Shod 3.37 MB دانلود

 

Gofti Boro 4.46 MB دانلود
Delam Tange 1 3.95 MB دانلود
To Bia 4.29 MB به زودی آپلود میکنم
Toyi 3.17 MB به زودی آپلود میکنم

 

Iran E Man 3.93 MB به زودی آپلود میکنم
 Aziztarin 3.49 MB به زودی آپلود میکنم
 Delam Tange 2 3.44 MB به زودی آپلود میکنم
 Shab 5.46 MB به زودی آپلود میکنم

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و سوم خرداد 1390ساعت 2:59 بعد از ظهر  توسط صابر قنبری  | 

مهراد هیدن آهنگ به امید تو

                          آهنگ جدید و زیبای مهراد هیدن با نام به امید تو

مهرداد هيدن به اميد تو

                                                دانلود

 

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و سوم خرداد 1390ساعت 2:43 بعد از ظهر  توسط صابر قنبری  | 

سیاوش سینا آهنگ حسرت

 
آهنگ جدید و بسیار زیبای سیاوش سینا با نام حسرت  
آهنگ : شهیاد / ترانه : شایان / تنظیم : ناصر سینا
* پخش اختصاصی *
صابر موزيك

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و سوم خرداد 1390ساعت 2:33 بعد از ظهر  توسط صابر قنبری  | 

دانلود آهنگ هاي ارسال شده توسط پانته ا

دانلود اهنگ عزيزم

دانلود آهنگ ترديد

دانلود اهنگ تنهام گذاشتي

خدايش خودم دانلود كردم عاليه از دست نديد

 

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و سوم خرداد 1390ساعت 2:4 بعد از ظهر  توسط صابر قنبری  | 

» عکس های عاشقانه هنری و زیبا (سري 2 از سايت صابر موزيك)

براي تماشاي ادامه عكسها به ادامه مطلب بريد


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و سوم خرداد 1390ساعت 1:59 بعد از ظهر  توسط صابر قنبری  | 

بازی عشق

بازی عشق

وقتی که عاشقم شدی پاییز بود و خنک بود

تو آسمون آرزوت هزارتا بادبادک بود

تنگ بلوری دلت درست مثل دل من

کلی لبش پریده بود همش پره تَرک بود

وقتی که عاشقم شدی چیزی ازم نخواستی

توقعت فقط یه کم عاشقی و نوازش و کمک بود

چه روزا که با هم دیگه مسابقه گذاشتیم

که روی گل کدوممون قایق شاپرک بود

تقویم که از روزا گذشت دلم یه جوری لرزید

راستش دلم خونه ی تردید هراس و شک بود

دیگه نه از تو خبری بود و نه از آرزوهات

قحطی مژده و روزای خوش و قاصدک بود

یادم میاد روزی رو که هوا گرفته بود و

اشکای آسمون آروم و نم نمک بود

تو در جواب پرسشم فقط همینو گفتی

عاشقیمون یه بازی، شاید الک دولک بود

نه؛ باورم نمیشه که تو اینو گفته باشی

کسی که تا دیروز تو دنیا گل تک بود

قصَه ی با تو بودن و میشه فقط یه جور گفت

کسی که رو زخمای قلبم مثل "نمک" بود...

 

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و سوم خرداد 1390ساعت 11:19 قبل از ظهر  توسط صابر قنبری  | 

دوستم نداشت

تنها ماندم بي وفا

 دوستم نداشت ، دروغ ميگفت

هر بار که به سراغم می آمد با گريه ميگفتم

راستش را بگو اگر مهر به ديگری داری ترا می بخشم .

 و باز خنده ای ميکرد و ميگفت: جز تو مهر به کسی ندارم.

تا اينکه يکروز با گريه بسراغم آمد .

گفت مرا ببخش به تو دروغ گفتم . دل به ديگری دارم.

خنده تلخی کردم و گفتم من هم به تو دروغ گفتم

ترا نمی بخشم !!!!!

خيلي تنها شدم

عاشق                           عاشق تر
نبود در تار و پودش دیدی گفت عاشقه عاشق
@@@@@@@   نبودش  @@@@@@@@@
امشب همه جا حرف  از آسمون و مهتابه  ،  تموم خونه دیدار این خونه
فقط خوابه ، تو که رفتی هوای  خونه تب داره  ،  داره از درو دیوارش غم
عشق تو می باره ، دارم می میرم از بس غصه خوردم ،  بیا بر گرد تا ازعشقت
نمردم، همون که فکر نمی کردی نمونده پیشت، دیدی رفت ودل ما رو سوزوندش
حیات خونه دل می گه درخت ها همه خاموشن، به جای کفتر و  گنجشک  کلاغای
سیاه پوشن ، چراغ خونه  خوابیده  توی  دنیای خاموشی ،   دیگه  ساعت رو
طاقچه شده کارش فراموشی  ، شده کارش فراموشی  ،  دیگه  بارون نمی
باره  اگر چه  ابر سیاه  ،  تو که نیستی  توی  این خونه ،  دیگه  آشفته
بازاریست  ،  تموم  گل ها خشکیدن مثل خار بیابون ها ،  دیگه  از
رنگ و رو رفته ، کوچه و خیابون ها ،،، من گفتم و یارم گفت
گفتیم و سفر کردیم،از دشت شقایق ها،با عشق گذرکردیم
گفتم اگه من مردم ، چقدر به من وفاداری، عشقو
به فراموشی ،چند روزه تو می سپاری
گفتم که تو می دونی،سرخاک
تو می میرم ، ولی
تا لحظه مردن
نمی گیرم
از دل

رفتو تنهام گذاشت

 

ناباورانه قدم هاشو نظاره مي کردم که آروم آروم ازم دور و دورتر مي شد ...

 دلم مي خواست فريادبزنم نــرو ...

دلش مي خواست فرياد بزنم :‌ بمون ...

 ولي بغض راه گلومو بسته بود و مجال نمي داد...

 با چشمام فرياد کشيدم :‌ بمون ...

اما افسوس که هيچ وقت به پشت سرش نگاه نکرد تا فرياد چشمامو بشنوه...

اون رفت...

دوست دارم خداي

 

 

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و سوم خرداد 1390ساعت 11:13 قبل از ظهر  توسط صابر قنبری  | 

اما نشد...

گریه کردم گریه هم این بار آرامم نکرد

هرچه کردم ـ هر چه ـ آه انگار آرامم نکرد

روستا از چشمِ من افتاد، دیگر مثلِ قبل

گرمی آغوش شالیزار آرامم نکرد

بی‌تو خشکیدند پاهایم کسی راهم نبرد

دردِ دل با سایه‌ی دیوار آرامم نکرد

خواستم دیگر فراموشت کنم اما نشد

خواستم اما نشد، این کار آرامم نکرد

سوختم آن‌گونه در تب، آه از مادر بپرس

دستمالِ تب‌بُر نم‌دار آرامم نکرد

ذوق شعرم را کجا بردی؟ که بعد از رفتنت

عشق و شعر و دفتر و خودکار آرامم نکرد

قسمت نشد که با تو کمی گفت و گو کنم

با این دل شکسته تو را رو به رو کنم

قسمت نشد که لحظه ی غمگین رفتنت

با اشکها مسیر تو را شست و شو کنم

بوسیدنت که هیچ...بغل کردنت که هیچ

حتی نشد تو را به دل سیر بو کنم

بانوی شعر هات نبودم...دریغ و درد
 حتی نشد که پیرهنت را اتو کنم

از یادها گذشتی و در باد گم شدی

حالا کجا حضور تو را جستجو کنم ؟

خالیست دستم از هیجانات این قمار

برگ برنده کو که برای تو رو کنم؟

*    *    *

قسمت نشد...تو رفتی و من مانده ام که باز

باید تمام عمر تو را آرزو کنم

باران و چتر و شال و شنل بود و ما دو تا...

جوی و دو جفت چکمه و گِل بود و ما دو تا...

وقتی نگاه من به تو افتاد، سرنوشت

تصدیق گفته‌های «هگل بود» و ما دو تا...

روز قرار اول و میز و سکوت و چای

سنگینی هوای هتل بود و ما دو تا...

افتاد روی میز ورق‌های سرنوشت

فنجان و فال و بی بی ِ دل بود و ما دو تا...

کم کم زمانه داشت به هم می‌رساندمان

در کوچه ساز و تمبک و کِل بود و ما دو تا...

...

تا آفتاب زد همه جا تار و تیره شد

دنیا چه‌قدر سرد و کسل بود و ما دو تا...

از خواب می‌پریم، که این ماجرا فقط

یک آرزوی مانده‌به‌دل بود و ما دو تا...

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و سوم خرداد 1390ساعت 9:32 قبل از ظهر  توسط صابر قنبری  | 

دانلود نرم افزارهاي موبايل

در اين پست ميخوام نرم افزارهاي گوشي هاي زيرو براتون بزارم تا با استفاده از اين نرم افزارها بهره كامل از گوشي هاي خود ببريد

گوشي هاي قابل ساپرت:

نوكيا N73.70.71.72.6600.6630.7610.3110.S40.S60

سوني اريكسون تمامي گوشي ها

برانرم افزار موبايلي دانلود نرم افزارها يه سر به ادامه مطلب بريد


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و دوم خرداد 1390ساعت 12:30 بعد از ظهر  توسط صابر قنبری  | 

نظرتون راجب ازدواج بعد از دوست بودن دختر و پسر چیست ؟؟؟؟؟

من(مدير وبلاگ)با اين مشكل روبه رو هستم از شما خواهش ميكنم با نظرات خودتون منو راهنماي كنيد

با تشكر

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و دوم خرداد 1390ساعت 12:18 بعد از ظهر  توسط صابر قنبری  | 

فونت زيبا سازفونت زيبا سازفونت زيبا سازفونت زيبا سازفونت زيبا سازفونت زيبا ساز


فونت زيبا سازفونت زيبا سازفونت زيبا سازفونت زيبا سازفونت زيبا سازفونت زيبا سازفونت زيبا ساز

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و دوم خرداد 1390ساعت 12:4 بعد از ظهر  توسط صابر قنبری  | 

روش بدست آوردن شماره تلفن

شخصی

قبل از هر چیز یک ماشین حساب تهیه کنید تا با هم پیش برویم :

اول شماره 7 رقمی تلفن خود را در نظر بگیرید.

حالا 3 رقم اول تلفن خود را وارد ماشین حساب کنید مثلا اگر تلفن شما 1234567 است 123 را وارد ماشین حساب کنید.

حالا این 3 رقم را در 80 ضرب کرده و حاصل را با 1 جمع کنید.

عدد بدست آمده را در 250 ضرب کنید.

حالا 4 رقم پایانی تلفن را با عدد حاصل جمع کنید.

یکبار دیگه 4 رقم پایانی تلفن را با آن جمع کنید.

عدد 250 را از حاصل بدست آمده کم کنید.

حالا این عدد را بر 2 تقیسم کنید

حاصل آشناست . نه ؟!

ارسال شده توسط سعيد

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و دوم خرداد 1390ساعت 12:2 بعد از ظهر  توسط صابر قنبری  | 

این شعرها دیگر برای هیچ‌کس نیست

این شعرها دیگر برای هیچ‌کس نیست

نه! در دلم انگار جای هیچ‌کس نیست



آن‌قدر تنهایم که حتی دردهایم

دیگر شبیه دردهای هیچ‌کس نیست



حتی نفس‌های مرا از من گرفتند

من مرده‌ام در من هوای هیچ‌کس نیست



دنیای مرموزی‌ست ما باید بدانیم

که هیچ‌کس این‌جا برای هیچ‌کس نیست

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و دوم خرداد 1390ساعت 11:40 قبل از ظهر  توسط صابر قنبری  | 

داري ميري

هی هی هی تویی که داری میری تنهام میزاری

نگو از درد دلم خبر نداری

تویی که یه روز گفتی برات میمیرم

حالا امروز میبینم دوسم نداری

هی هی هی منو باش به عشقت گفتم آسمونی

میگفتم معنی احساس رو میدونی

ترانه پشت ترانه گریه کردم

تو دلیل گریه هام بلای جونی

هی هی هی از همه دنیا برام یه حسی مونده

حسی که قلب منو زده سوزونده

بیا بردارو ببر خاطره هاتو

روی قلب من نزار تو جای پاتو

هی هی هی تویی که داری میری تنهام میزاری

نگو از درد دلم خبر نداری

تو ازم ساده گذشتی خیلی آسون

منو تنها جا گذاشتی زیر بارون

 

 

با دروغهائی که سر هم ردیف کرده ام

تو را به خوبترین یار دنیا توصیف کرده ام

هنوز وانمود می کنم خواستنیهام با تو تمام شد

همیشه بیشتر از آنچه بوده ای از تو تعریف کرده ام

پیش چشمانت ، سر مدعیان عشق را خم کرده ام

مفتخرت از داشتن احساسی لطیف کرده ام

نمی دانند پشت پردۀ ما چه می گذرد

نمی دانند تنم را در جفای تو ضعیف کرده ام

در این باورند نادر است عشق ما در صمیمیت و تفاهم

و با دوستی تو کمک به دستهای دراز تکلیف کرده ام

چه می دانند از عشق تو من بیچاره ترینم

چه می دانند دستم را به خون آرزوها کثیف کرده ام

بگذار فاش کنم حقیقت را ، تا همه بدانند

من به خاطر حرمت غرورم ، از تو تعریف کردهام

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و دوم خرداد 1390ساعت 10:38 قبل از ظهر  توسط صابر قنبری  | 

عكسهاي عاشقانه 1390سري 1 (صابر قنبري)

******************************************************************************

******************************************************************************

******************************************************************************

*****************************************************************************

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و دوم خرداد 1390ساعت 10:34 قبل از ظهر  توسط صابر قنبری  | 

i Miss you

دلم گرفت ای هم نفس

پرم شکست تو این قفس

تو این غبار تو این سکوت

چه بی صدا نفس نفس

از این نا مهربونیها

دارم از غصه میمیرم

رفیق روز تنهایی

یه روز دستاتو میگیرم

تو این شب گریه میتونی

پناه هق هقم باشی

تو ای همزاد همخونه

چی میشه عاشقم باشی

دوباره من دوباره تو

دوباره عشق دوباره ما

دو هم نفس دو هم زبون

دو همسفر دو هم صدا

تو ای پایان تنهایی

پناه آخر من باش

تو این شب مرگی پاییز

بهار باور من باش

بزار با مشرق چشمات

شبم روشن ترین باشه

میخـوام آیـنـۀ خونــــه

با چشمات هم نشین باشه

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و دوم خرداد 1390ساعت 10:30 قبل از ظهر  توسط صابر قنبری  | 

سياوش سينا آهنگ تو نفهميدی

آهنگ جدید و بسیار زیبای سياوش سينا با نام تو نفهميدی
 آهنگ : سياوش سينا / تنظيم : ناصر سينا 
* پخش اختصاصی از سایت گرگان موزیک*


 
+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و دوم خرداد 1390ساعت 10:8 قبل از ظهر  توسط صابر قنبری  | 

وفا مرده

کسی که توی خودش باز بی صدا مرده ست

غریبه ای ست که در قلب آشنا مرده ست

چه ماجرای عجیبی ست شاد بودن من

و غصه ای که در آغوش ماجرا مرده ست

و عشق بغض قشنگی ست ابتدا اما

شروع باور تلخی کز ابتدا مرده ست

دوتا بریده دوتا دل دو سرنوشت کبود

که آن یکی به دلی سرد در خفا مرده ست

به شانه هام گذاشت روزگار دستش را

به خنده گفت که در جان من وفا مرده ست

خدا هوای تو دارد به آسمان برگرد

پرنده توی قفس باز بی هوا مرده ست

به روی سنگ مزاری نوشته اند : رهاست

کبوتری که در آغوش زنده ها مرده ست

شعر : مهران توکلیان

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و دوم خرداد 1390ساعت 9:59 قبل از ظهر  توسط صابر قنبری  | 

معشوق بی وفا

آه ،آن صورت مهتاب تو در خوابم کرد

شهر را از تب بیماری من جایی نیست

 راه گم کرده به دنبال تو آواره و ویرانم گرد

اشکم از دیده به گرمای نفسهای تو بود

جام اندوه تو مر همره و همرام کرد

**************

در جوانی غصه خوردم هیچ کس یادم نکرد

در قفس ماندم ولی صیاد آزادم نکرد

آتش عشقت چنان از زندگی سیرم بکرد

آرزوی مرگ کردم مرگ هم یادم نکرد

*************

آرزو دارم شبي عاشق شوي

آرزو دارم بفهمي درد را

تلخي برخوردهاي سرد را

مي رسد روزي كه بي من سر كني

                                     مي رسد روزي كه مرگ عشق را باور كني ...

********************************************************************

    قول مي دم وقتي كه نيستي عكستو بغل  نگيرم  

   قول مي دم روزي هزار بار واسه ي اشكات نميرم

 

    قول مي دم وقتي كه نيستي پاي عشق تو نسوزم 

  

     قول  مي دم در  انتظارت  چشما مو به در ندوزم  

 

           مي دوني كه خيلي خستم         

 

 مي دوني دلم گرفته

 

         مي دوني  دوريت عذابه        

 

مي دوني گريم  گرفته

 

          ميدونم  بر نمي گردي          

 

مي دونم رفتي كه رفتي

 

 دروغ بود هر چي ميگفتي

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و دوم خرداد 1390ساعت 9:56 قبل از ظهر  توسط صابر قنبری  | 

مطالب سايت


SABER MOUSIC.SABER GANBARI.BIVAFA VA SABER.LOVE.PIC.MP3.1390MOUSIC صابرموزيك.صابرقنبري.بي وفا و صابر.عشق.عكس.آهنك.دانلود موزيك به روز خرداد 90
+ نوشته شده در  شنبه بیست و یکم خرداد 1390ساعت 12:36 بعد از ظهر  توسط صابر قنبری  | 

آتليه عروس و داماد امپراطور اروميه

به زودي بزرگترين آتليه در استان با زيربناي 300متر داير خواهدشد.

بزرگترن مركز طراحي و چاپ در استان

داراي آتليه كودك

آتليه عروس و داماد

كارگاه ميكس


فيلم برداري از مجالس توسط اقا و خانم با امكانات فولHD.MD.170.175.

عكاسي با سيستم D300با آخرين لنز بازار

چاپ عكسهاي زد آب و قابل شستشو


زرگترين كارگاه ميكس با امكانات كنپس اديوس NX45

ميكس همكاري در استان و در كل ايران

داري مجوز از اتحاديه عكاسان و فيلم برداران


مدير اتليه آقايان حجت پاشاي.مرتضي بارنجي

براي ارتباط با ما با شماره تلفن هاي زي تماس حاصل فرمايد

حجت پاشاي:09143885349

مرتضي بارنجي:

صابر قنبري:09148167889

صابر قنبري:09399237661




+ نوشته شده در  پنجشنبه نوزدهم خرداد 1390ساعت 3:10 بعد از ظهر  توسط صابر قنبری  | 

افتخاري ديگر

شايد تا به حال هزينه زيادي به شرکت هاي تبليغاتي براي ارسال ايميل داديد

ديگر نگران نباشيد

جديدترين پکيج انحصاري

شامل چندين نرم افزار تبليغاتي و کاربردي و .... اينبار در 2 سي دي

1- نرم افزار ارسال ايميل گروهي 100% اينباکس و تضميني بدون نياز به هاست و
.... با هر نوع اکانتي

همراه با آموزش کامل + 150.000 ايميل فعال ايراني در سال 1390

2-نرم افزار جمع آوري ايميل از سطح سايت هاي ايراني و يا به دلخواه خود
خارجي به صورت آنلاين

مانند سايت هاي بلاگفا و......

3-نرم افزار جمع آوري آيدي ها از داخل روم هاي ياهو وتبديل به ايميل

4-نرم افزار چک کردن ايميل به صورت آفلاين در اکانت جيميل

5- آموزش کامل ترفند ارسال ايميلهاي گروهي با اکانت جيميل توسط خود سايت
جيميل

6-نرم افزار اسپمر ياهو + آموزش

7- نرم افزار ديدن شبکه هاي ماهواره اي کليه کشور ها با کيفيتي متفاوت و سرچ
کانل هاي جديد توسط برنامه

8- و چندين نرم افزار کار بردي ديگر

ورود به سایت(مدیر سایت دوست عزیزم سمانه)

+ نوشته شده در  پنجشنبه نوزدهم خرداد 1390ساعت 12:1 بعد از ظهر  توسط صابر قنبری  | 

نظر سنجي درباره عشق

نظرتون درباره عشقهاي امروزي چيست

لطفا نظر خودتان را در بخش نظرات نوشته تا به صورت عمومي در وبلاگ به نمايش گذاشته شود


+ نوشته شده در  پنجشنبه نوزدهم خرداد 1390ساعت 10:48 قبل از ظهر  توسط صابر قنبری  | 

وقتی دوست دارم

وقتی کسی رو دوست داري حاضری جون فداش کنی
حاضری دنيا رو بدی فقط يک بار نگاش کنی. 

به خاطرش داد بزنی.به خاطرش دروغ بگی
رو همه چی خط بکشی حتی رو برگ زندگی. 

وقتی کسی تو قلبته حاضری دنيا بد باشه
فقط اونی که عشقته عاشقی رو بلد باشه.

قيد تموم دنيا رو به خاطر اون ميزنی
خيلی چيزا رو می شکنی تا دل اون رو نشکنی.

حاضری که بگذری از دوستای امروز و قديم
اما صداشو بشنوی شب از ميون دو تا سيم.

حاضری قلب تو باشه پيش اون گرو
فقط خدا نکرده اون يک وقت بهت نگه برو.

حاضری هر چی دوست نداشت به خاطرش رها کنی
حسابتو حسابی از مردم شهر جدا کنی.

حاضری هر جا که بری به خاطرش گريه کنی
بگی که مهتابشی و به شونه هاش تکيه کنی. 

وقتی کسی تو قلبته يک چيز قيمتی داری
ديگه به چشمت نمياد اگر که ثروتی داری .

حاضری هر چی بشنوی حتی اگر سرزنشه
به خاطر اون کسی که خيلی برات با ارزشه.

حاضری هر کی جز اونو ساده فراموش کنی
پشت سرت هر چی ميگن چيزی نگی گوش کنی.

حاضری که بگذری از خودت و هرچی که هس
وقتی کسی رو دوست داری معنی نميده ديگه ترس

+ نوشته شده در  چهارشنبه هجدهم خرداد 1390ساعت 7:48 بعد از ظهر  توسط صابر قنبری  | 

من میخوام

من میخوام با تو بمونم
تو میگی که نمیتونم

من میخوام از آسمونا خورشید و ماه و بیارم
تو میگی منو ولم کن اینجوری طاقت ندارم

من میخوام فقط تو باشی توی این قلب شکستم
تو میگی که جای من نیست میدونی که خیلی خستم

من میخوام همش واسه تو شعرهای رنگی بخوم
تو میگی حال و هواش نیست نمی خوام برو جونم

من میخوام گل شقایق در خونتون بکارم
تو میگی که دوس ندارم گل میاد به چه کارم

من میخوام از تو بدونم که چرا عاشق نمیشی
تو میگی منو نخندون بهتره که بیدار بشی

من میخوام از ابریشم ها فرش زیر پات ببافم
تو میگی که خیلی سخته آخه من قله ی قافم

من میخوام قربونی کنم دلمو فقط واسه تو
تو میگی هیچکی نمی خواد این دل شکستتو

من میخوام نگاهم کنی آخه قلب من کویره
تو میگی من نمی تونم دل من یه جا اسیره

من میخوام اینو بدونی دل من بی تو می میره
تو میگی منو رها کن که دیگه خیلی دیره

من میخوام برات بخونم،مث عاشق مث مجنون
تو میگی قصه ی عشقت قصه ی فرهاد بی جون

+ نوشته شده در  چهارشنبه هجدهم خرداد 1390ساعت 7:48 بعد از ظهر  توسط صابر قنبری  | 

عشق بعد از ازدواج آغاز می شود یا قبل از آن؟

صابر قنبري

اول مدام می گویند، “دوستت دارم” بعد اعتراف می کنند که هیچ عشقی در میان نبوده.

اول عاشق می شوند بعد فارغ.
اول مدام می گویند، “دوستت دارم” بعد اعتراف می کنند که هیچ عشقی در میان نبوده.
اما واقعیت کدام است؟ آیا حقیقت را می گویند؟ یا شاید حقیقت را می گویند اما تا اندازه ای که از آن خبر دارند.
من فکر می کنم که بیشتر  آدمها معنای عشق را نمی دانند. آنها از منابع اشتباهی عشق را یاد گرفته اند.
اول اجازه بدهید ببینیم عشق چیست. لغت نامه عشق را اینطور تعریف می کند، “حسی عمیق و لطیف به فردی دیگر”، “تعلق قلب به کسی”، یا “شور و میل جنسی”. اگر عشق این است، پس هیچ تعجبی ندارد که اینقدر نوسان دارد. برای تداوم عشق باید آنرا بر یک ارزش یا اعتقاد شخصیت ساز بنا کرد. چیزهایی مثل مهر، شور و امیال جنسی کاملاً احساسی هستند و به همان اندازه گرسنگی، غیر قابل پیش بینی می باشند.
البته اشتباه نکنید هر چیز احساسی، جنسی نیست. احساسی از کلمه حس یا همان حواس پنجگانه (بینایی، بویایی، چشایی، شنوایی و بساوایی) می آید. ازاینرو، همانطور که می بینید عشقی که به جوانان ما آموزش داده می شود عشقی احساسی یا حسی است که با عوامل خارجی تحریک می شود. و وقتی آن تحریک فروکش کند یا ناپدید شود، آن عشق متوقف می شود. این همان فارغ شدن از عشق است.
اگر عشق بین یک زوج احساسی باشد جای تعجب نیست که بگویند از عشق فارغ شده اند. منظور آنها این است که این تحریک متوقف شده و به همین دلیل دیگر احساس عاشقی نمی کنند.
اگر این آن عشقی که می خواهیم یا نیاز داریم نیست، پس چیست؟
جستجوی ما برای عشق واقعی ما را به گذشته و به زبان عبری باستان می برد. زبان عبری فقط توسط یهودیان استفاده می شد. آنها باور دارند که عبری زبان خداوند جهود است. و از زمانیکه جهود قبل از هر چیز دیگری وجود داشت، می بایست معنای واقعی عشق را می دانست.
در زبان عبری عشق به معنای دادن است. و زمانیکه خداوند می خواست به جهان عشق خود را نشان دهد، به آن نگفت که “دوستت دارم”؛ او فقط بخشید.
دوست داشتن یعنی بخشیدن. امروز وقتی مردی به زنی می گوید دوستت دارم، در اکثر موارد هیچ قصد بخشیدنی ندارد. فقط می خواهد بگیرد. از آن دختر چیزی می خواهد که معمولاً باکرگی آن دختر است. این هشداری برای همه دختر خانم هاست. سعی کنید قبل ازاینکه ادعاهای مردی که در زندگیتان وارد می شود و به شما می گوید دوستتان دارد را باور کنید، او را به شیوه های مختلف آزمایش کنید و ببنید چقدر به “بخشیدن” تمایل دارد.
آموزش عشق ورزی
برای تداوم یافتن یک ازدواج، باید بر عشقی بسیار محکم و قوی تر از عشقی که امروزه می شناسیم استوار باشیم. ما به عشقی نیاز داریم که فارغ از خود و پاک باشد. این عشق، عشق حقیقی است و عشق حقیقی دیده می شود نه اینکه شنیده شود. عشق اگر حقیقی باشد، خود را در عمل نشان می دهد نه در حرف.
جوانان باید در عشق ورزی هم مثل سایر چیزها آموزش داده شوند. منظور آموزش جنسی نیست بلکه منظور اتیکت احترام، فروتنی، مهربانی و توجه است. اینها فقط چند نمونه از عوامل شناخته شده برای یک رابطه موفق در سراسر جهان برای هر نوع رابطه ای است—چه رابطه والد و فرزندی، کارفرما و کارمندی و همینطور رابطه بین زن و مرد.
مردهای جوان باید یاد بگیرند چطور با همسرانشان رفتار کنند. یادم می آید که اینها را در سالهای نوجوانی وقتی با گروهی در یک مجلس همراه بودم یادمان دادند. هر سال آنها یک شب مراسمی مخصوص دخترها و پسرها ترتیب می دادند.
قبل از مراسم، دخترها و پسرها (به طور جداگانه)باید در سمیناری درمورد اتیکت روابط دختر و پسر شرکت می کردند. هیچ آموزشی درمورد مسائل جنسی داده نمی شد ولی حرف از چیزهای بهتر و مهمتری زده می شد. من هنوز چیزهایی که آنجا یاد گرفتم را فراموش نکرده ام.
همینطور خانم های جوان هم باید توسط خانم های میانسالی مثل مادرانشان آموزش ببینند. آنها باید نمونه هایی از یک همسر خوب باشند که عاشق همسرش بوده، از فرزندانش به خوبی مراقبت می کرده و خانه را هم مرتب نگه می داشته است.
متاسفانه خیلی از مادران کنترل روی دخترانشان را در سن بلوغ از دست می دهند. این دختران سرکش شده و حوصله گوش دادن به حرف بزرگترها را ندارند. دلیل آن به نظر من خیلی ساده است. به نظر من فقط کافی است به آینه نگاه کنید. چه می بینید؟ جوابتان همین است.
عشق بعد از ازدواج
به نظر من به عشق قبل از ازدواج بیش از حد اهمیت داده می شود و هیچ توجهی به بعد از آن نمی شود. این به آن خاطر است که عشق مثل اندام های درون بدن انسانها، درون او رشد نمی کند یا توسط یک هورمون خاص در بدن ترشح نمی شود. عشق فقط با تمرین در طولانی مدت است که به وجود می آید. و ازدواج برای زوج ها فرصت های خیلی زیادی را برای تمرین آن فراهم می کند.
یک نمونه کلاسیک از عشق بعد از ازدواج را در فیلم “فیدلر روی پشت بام” می توان دید. این فیلم درمورد یک خانواده روسی است که سه دختر زیبا و دوست داشتنی دارند. یک روز، شوهر از زن می پرسد، “منو دوست داری؟” و زن در جواب می گوید، “بعد از ۲۵ سال از من می پرسی که دوستت دارم یا نه؟ بعد از همه کارهایی که برایت کردم، شستم رُفتم، پختم، سه دختر برایت به دنیا آوردم، حالا از من می پرسی دوستت دارم یا نه؟”
بعد لحظه ای مکث می کند و ادامه می دهد، “آره من واقعاً دوستت دارم”.
عشق آن احساسی نیست که به کسی دارید، تمایل به انجام کارهایی است که دوست دارید برای آن فرد بکنید. به نظر من این اصل جدیدی است که باید در جامعه پایه گذاری شود. این باید استانداردی باشد که برای خودمان و بچه هایمان قرار می دهیم. این باید همان چیزی باشد که به بچه هایمان در اولین قرار ملاقات عاشقانه شان یاد می دهیم: بله عشق بعد از ازدواج شروع می شود.

+ نوشته شده در  چهارشنبه هجدهم خرداد 1390ساعت 11:18 قبل از ظهر  توسط صابر قنبری  | 

دانلود آهنگ جديد امين بهادر.دنياي مني

توبينهايت چشات صفربعدمميزم

 دانلود جديدترن اهنگهاي 1390 صابر موزيك

دانلود

+ نوشته شده در  چهارشنبه هجدهم خرداد 1390ساعت 10:47 قبل از ظهر  توسط صابر قنبری  | 

عشق يعني ....

عشق صابر قنبری

عشق يعني ... نتوني صبر کني تا کسي شما رو به هم معرفي کنه

عشق يعني ... همون سلام اول.

عشق يعني ... چيزي مثل تنفس در هواي پاک کوهستان.

عشق يعني ... به هزار زبون بهش بگي دوستت دارم .

عشق يعني ... انفجار احساسات.

عشق يعني ... وقتي دلت مي ره نتوني جلوشو بگيري. 

عشق يعني ... جذب شخصيتش بشي.

عشق يعني ... ترو ببخشه و يه فرصت ديگه بهت بده. 

عشق يعني ... وقتي من و تو ما مي شيم

عشق يعني ... حاصل جمع دو انسان

عشق يعني ... کسي رو داشته باشي که مواظب هيکلت باشه

عشق يعني ... مايه قوت قلب

عشق يعني ... شادي و نشاط

عشق يعني ... کسي که دلتو مي بره 

عشق يعني ... غذا رو شريکي خوردن. 

عشق يعني ... توي ذهنت خودتو با اون مجسم کني.

عشق يعني ... وقتي توي انتخابت شک نداري.

عشق يعني ... فرار کردن به دنياي خصوصي خودتون.

عشق يعني ... هر روز به بهونه اي جشن گرفتن. 

عشق يعني ... در موفقيت هم شريک بودن.

عشق يعني ... خاطرات خوشي را که با هم داشتين بشماري تا خوابت ببره.

عشق يعني ... عکس عشقت يه جايي جلوي شماته.

عشق يعني ... بوي عطرش از خاطرت نره.

عشق يعني ... از خودت بپرسي چرا دم به ساعت بهت زنگ نمي زنه.

عشق يعني ... وحشتي از بودن با اون نداري. 

عشق يعني ... خوبي هاشوهم درکنار بدي هاش ببيني.

عشق يعني ... يه عالمه حرفو با يه اشاره گفتن.

عشق يعني ... يه کيک خونگي براي روز تولدش.

عشق يعني ... تمام توجهت به اون باشه.

عشق يعني ... کسي رو داشته باشي که ازت محافظت کنه.

عشق يعني ... هلش بدي توي مسير درست.

عشق يعني ... يادت نره که هر کسي بايد بتونه عقيدشو بگه.

عشق يعني ... يه قرار ملاقات خيلي مهم.

عشق يعني ... با هم تاب خوردن. 

عشق يعني ... چيزي که کمک مي کنه تا دل شکسته رو دوباره درمون کني.

عشق يعني ... با هم ارتباط قلبي داشتن.

عشق يعني ... با هم موسيقي رمانتيک گوش دادن.

عشق يعني ... يکي هميشه با يه کادو و هديه کوچولو بياد. 

عشق يعني ... بعضي وقتا بي حوصله شدن.

عشق يعني ... روي هم اسماي قشنگ گذاشتن.

عشق يعني ... چيزي که شما رو ثروتمندترين آدماي روي زمين مي کنه.

عشق يعني ... اولين کسي که زنگ ميزنه ببينه تو رسيدي خونه يا نه.

عشق يعني ... از اينترنت بيرون اومدن وکامپيوتر رو خاموش کردن و با هم به گشت و گذار رفتن.

عشق يعني ... وقتي نشونه ها اميد بخشن.

عشق يعني ... شمع ومهتاب وستاره ها. 

عشق يعني ... وقتي دل پادشاهي مي کنه.

عشق يعني ... وقتي اطمينان پيدا ميکني که اون مرد دلخواهته.

عشق يعني ... وقتي مردي به دختر دلخواهش برمي خوره. 

عشق يعني ... کم کردن فاصله ها.

عشق يعني ... کليد يه رابطه محکم

عشق يعني ... دو تايي سوار يه ماشين قوي توي پستي و بلندي ها. 

عشق يعني ... براي تولدش درست همون چيزي رو که دوست داره بهش هديه بدي.

 عشق يعني ... دلت بخواد هديه اي به اون بدي که مثل يه گنج نگهش داره.

عشق يعني ... به اون نشون بدي که واقعا درکش مي کني. 

عشق يعني ... وقتي با هم مشکل پيدا مي کنيد به حرفاي هم خوب گوش کنيد.

عشق يعني ... وقتي باهاش قرار داري حسابي به خودت برسي.

عشق يعني ... مثل توي قصه ها رمانتيک بودن. 

عشق يعني ...  براش يه نامهء رمانتيک بفرستي.

عشق يعني ... بعضي وقتا دل همديگه رو شکستن.

عشق يعني ... احساس کني که همهء دور و برت روعشق گرفته.

عشق يعني ... چيزي که از کلمات قويتره.

عشق يعني ... روي درياي خوشبختي شناور بودن. 

عشق يعني ... بعضي وقتا جز ماه غمزده همدمي نداشته باشي.

عشق يعني ... جادوش کني.

عشق يعني ... کسي رو داشته باشي که لحظات قشنگ زندگيت رو باهاش شريک بشي.

عشق يعني ... وقتي توي دنيا هيچ چيز جز خودتون دو تا اهميت نداره.

عشق يعني ... دو چهره خندون.

عشق يعني ... يه بازي که تمومي نداره.

عشق يعني ... چيزي مثل برنده شدن توي بازي.

عشق يعني ... احساس کني پاهات رو زمين بند نيست. 

عشق يعني ... به جاي اينکه بره ها رو بشماري آنقدر به اون فکر کني تا خوابت ببره.

عشق يعني ... حرفشو باور کني.

+ نوشته شده در  شنبه چهاردهم خرداد 1390ساعت 11:35 قبل از ظهر  توسط صابر قنبری  | 

مطالب جدیدتر
مطالب قدیمی‌تر